تعریف حقوق و پاسخ به سوال «حقوق چیست؟» به زبان ساده

در نظر داریم که در این نوشته حق و حقوق را به طور کلی تعریف کرده که حقوق در کل به چه معناست و الفاظ مشابهی که در آن وجود دارد آیا همگی قصد یک معنا را می کنند و یا معناهای متفاوتی می شود از آن ها گرفت.

مشاوره حقوقی فوری

مشاوره تخصصی تلفنی و متنی آنلاین با وکلای سراسر کشور

با به روز شدن علم و اضافه شدن راه های در آمد، حق و حقوق بیشتر در زندگی افراد نمود پیدا می کند، پس برای تشخیص ابتدایی حق و حقوق و فهم بهتر و راحت تر آن به بیان حقوق به صورت ساده پرداختیم که حقوق چه منشا هایی می تواند داشته باشد و آثار آن پس از مشخص شدن این منشا ها چیست و در نهایت حق از به چه نحوی از بین می رود.

تعریف حقوق و تقسیم بندی های کلی حقوق

واژه حق در فرهنگ های لغت به این چنین معنا شده است:

  • شایستگی.
  • درستی.
  • مطابق با عدالت و واقعی.

در اصطلاح حقوقی بحث درباره حق داشتن است و نه درباره حق بودن یا نبودن؛ در این نوشته به بررسی حقوق به بیان ساده می پردازیم.

حق به معنای امتیازی است که صاحب آن دارد مثل حق فروش یک ملک که تنها مالک می تواند آن را بفروشد و از این دست مثال ها.

تعریف حقوقامروزه واژه حقوق استعمالات و کاربردهای متفاوتی دارد اگرچه این کاربرد ها بی ارتباط با یکدیگر نیستند ولی از برخی جهات با هم فرق دارند؛ حقوق به معنای دستمزد و حق الزحمه مثلا در جایی که فردی برای دیگری کار می کند آن پولی که می گیرد؛ حق اوست که از آن، در جامعه و عرف، حقوق یاد می شود.

حقوق در معنای دیگری عبارت است از مجموعه قواعد و مقررات الزامی که بر روابط اعضای جامعه در یک زمان معین حاکم است که این افراد وظیفه دارند که از این قانون پیروی کنند.

برای مثال قبل از انقلاب، نداشتن حجاب و یا خوردن مشروب جرم محسوب نمی شده و اگر کسی آن را انجام می داده مجازاتی برای او نبوده ولی با تغییر نظام و با به روی کار آمدن جمهوری اسلامی قوانین، اسلامی شدند و حجاب داشتن و نخوردن مشروب قواعدی هستند که باید رعایت شوند.

یکی دیگر از معناهای حقوق، درباره علم حقوق به کار می رود که مقصود از آن دانش حقوق می باشد که در برابر سایر علم ها به کار می رود.

حق را به اعتباراتی که دارد به جهات گوناگونی تقسیم کرده اند.

در وهله اول حق فردی را به سه گروه تقسیم می کنند که قبل از آن حقی که در برابر حق فردی است را تعریف می کنیم، به حق جامعه می پردازیم.

حق جامعه حقی است که به افراد جامعه تعلق دارد مثل حق داشتن پارک و اموال عمومی که برای تمام افراد جامعه است، حق داشتن امنیت که این را مامورین انتظامی و افرادی که این وظیفه را دارند آن را انجام می دهند؛

حال به تقسیم بندی مورد بحث می رسیم:

اول حق سیاسی است که هر فردی این حق را دارد تا در انتخاب شدن به عنوان قوای عمومی و سازمان های دولتی و یا انتخاب کردن این اشخاص در مجالس قانونگذاری.

دومین حق مربوط به حقوق عمومی است که مربوط به شخصیت انسان و ناظر به روابط بین مردم و دولت می باشد مثل حق آزادی و حق حیات.

سومین حق، حقوق خصوصی است که میان مردم در بین خودشان می باشد مانند خرید و فروش که از آن به حق مالکیت یاد می شود مانند اجاره کردن یک خانه و اجاره دادن که از آن به حق انتفاع یاد می شود و از این دست مثال ها.

تعریف حقوق

اقسام حق/ چه نوع حقوقی می توان داشته باشیم؟

پس از بیان تعریف حقوق و تقسیم بندی های کلی، به اقسام حق خواهیم پرداخت، حق به اعتبار متعلق خود دارای اقسام گوناگونی است که در ذیل به موارد مهم آن اشاره می کنیم.

  • حق مالی و غیرمالی: تقسیم حق به مالی و غیر مالی مهم ترین تقسیم در این باره است، حق مالی آن است که اجزای آن مستقیما برای دارنده، ایجاد منفعتی نماید که قابل تقویم به پول باشد؛ مثلا فردی بر روی زمین، حقی دارد؛ وی هر وقت بخواهد می تواند آن را بفروشد و از این فروش یک مال به اموال وی اضافه می شود که حق استفاده از آن زمین را از خودش در ازای آن مال سلب کرده است.

در برابر آن حق غیر مالی را آورده اند که تعریف این نوع حق این است که فرد، حقوقی دارد که آن حقوق، مابه ازای مالی ندارد مثل حق بنوت یا حق ابوت مثلا حقی که پدر و مادر بر روی فرزند دارند، نمی توانند آن را بفروشند چون غیرمالی است.

  • حق مالی به دو نوع حق عینی و دینی تقسیم می شود که حق عینی همان است که فرد، حقش نسبت به عین خارجی تعلق گرفته است که کامل ترین این نوع حق، حق مالکیت است و در برابر آن حق دینی قرار دارد که حقی است مالی که شخص، نسبت به دیگری دارد و می تواند ایفای دین را از او بخواهد و مدیون هم در برابر او موظف است که دین را پرداخت کند.

با توجه به این مقدمه ای که بیان شد می توان سه نوع حق را در نظر گرفت:

قدرت شخص بر شخص دیگر: مانند حق قصاص (مثلا اگر در ایران کسی، دیگری را بکشد، پدر و مادر فردی که به قتل رسیده یا کسی دیگر بر طبق قانون حق دارد فردی را که قتل انجام داده را در برابر مقتول بکشد که مجری انجام این قتل خود قانون است که تعیین می کند که چطور به قتل برسد)

حق حضانت و …این قدرت یک قدرت معنوی است

قدرت شخص مالک بر مال: این حق از نوع قدرت مادی است که دو صورت دارد قدرت مالک بر روی مال منقول مثل کتاب و قدرت مالک بر روی مال غیر منقول مثل خانه و زمین و قسم آخر قدرت شخص بر مال و شخص دیگر با هم مثل اجاره که مستاجر هم بر روی منافع حق دارد و هم بر روی موجر که هرگاه خانه مشکلی پیدا کند (تعمیرات عمده ای بخواهد) می تواند او را به دادگاه بکشاند و وی را به تعمیر خانه ملزم کند.

اقسام حق

ارکان حق و حقوقی و تقسیم بندی با توجه به ارکان

حقوق به نسبت ارکانی که دارند می توانند تحت یک تقسیم بندی جدایی دیگری قرار بگیرند مثل حق تقدم و تعقیب:

به این عبارت که برخی حقوق نسبت به حقوق دیگر از امتیاز تقدم و رجحان برخورد دارند.

برای مثال: کسی که مرده است و طلبکارانی دارد طلبکاران او نسبت فرزندانش حق تقدم نسبت به آن مالی که پس از مرگش باقی مانده است دارند.

حق دیگری که می توان از صحبت کرد حق معنوی است.

این حقوق، حقوقی است که به صاحب آن، اختیار انتفاع انحصاری از فعالیت و فکر و ابتکار انسان را می دهد.

مثلا اگر کسی آمد و توانست ماشینی اختراع کند که بدون بنزین حرکت کند؛ او این حق را دارد که استفاده از این ابتکار عملی را که داشته به صورت اختصاصی فقط خودش ببرد که این حق نتیجه حق مربوط به شخصیت است که حقی است که هر انسان فارغ از وابستگی اش به گروه های اجتماعی خاص تعلق دارد و بیشتر از شخص انسان حمایت می کند تا منافع مادی او که برای حفظ ذات انسان است مثل حمایت از شخصیت جسمی انسان که اگر کسی به دیگری ضربه ای و یا جراحتی عمدی وارد کرد این فرد مورد ضربه می تواند از او دیه بگیرد قصاصش کند و حتی فرد را به حبس در زندان دچار کند و یا حق آزادی افراد که هیچ انسانی حق ندارد آزادی تن دیگری را محدود کند.

مثلا اگر پلیسی بدون علت دیگری را بازداشت کند؛ محاکمه می شود چون افراد از حق آزادی تن برخوردارند.

تقسیم بندی دیگر نسبت به ارکان حق موقت و حق دائم است که از لحاظ داشتن مدت بحث می شود.

اگر کسی حقی محدود به زمان معینی نسبت به مالی داشته باشد، حق وی حقی موقت است مثل اجاره که معمولا برای یک یا الی دو سال می باشد و قسم دیگر حقوق حق دائم است مثل مالکیت یک شی که اگر فردی مالک خانه ای باشد تا زمانی که نفروشد یا عملی حقوقی بر روی انجام ندهد معمولا تا زمان مرگش از آن خودش هست و بعد از فوت که به ورثه او می رسد‌.

تقسیم دیگر حق، مطلق و نسبی است که حق مطلق این چنین تعریف شده است که فرد در برابر همه می تواند به آن استناد کند.

مثل مالکیت که می شود گفت این خانه من است کسی حق ندارد داخل خانه بیاید ولی در برابر آن حق نسبی است که صرفا در برابر بعضی افراد قابلیت استناد دارد مثل طلب از یک دوست که نمی شود به مغازه ای رفت و بگوییم من از فلانی طلب دارم از شما جنس می خرم چون رابطه صرفا بین همان دونفر است.

ارکان حق و حقوقی

نتیجه گیری

پس از بیان تعریف حق به صورت اصطلاحی و لغوی به بیان حقوقی پرداخته شد که افراد جامعه می توانند به سبب فرد بودن و به سبب جامعه بودن از آن برخوردار باشد مثل حق داشتن رای و مثل حق داشتن نماینده مجلس سپس به بیان اقسام حقوق پرداخته شد که افراد با توجه به شخصیتی که دارند و یا اموالی که دارند چه نوع حقوقی می توانند داشته باشند.

مثلا یک دانشمند بدیهی است که نسبت به یک فرد عادی در جامعه از حق و حقوق شخصیتی بیشتری برخوردار است ولی در برابر حق و حقوق مالی و غیر مالی هیچ تفاوتی متوجه ایشان نیست و تا جایی که ممکن بود سعی شد حقوقی که نیاز است به طور خلاصه دانسته شود را ذکر کردیم.

سوالات متداول

حق در عالم و اندیشه حقوق به مثابه این در نظر گرفته می شود که حق دارد یا خیر و حق به شکل حق داشتن مدر نظر است و به صورت حق بودن بررسی نمی شود.

حق عینی حقی است که در برابر تمام افراد جامعه قابل استناد است و حق دینی بر خلاف آن صرفا در برابر چند شخص معین و مشخص قابلیت استناد را دارد.

اجاره در وحله یک حق مالی است که شخص به صورت محدود و موقت بر روی مال کس دیگری پیدا می کند. پس اجاره حق مالی، حق موقت و حقی است که بر منافع مالی تعلق گرفته نه صرف عین آن مال مثل مالکیت.

زمان پاسخ به دیدگاه شما از طرف وکلای سایت وکیل تاپ ۴۸ ساعت می باشد. درصورت نیاز به مشاوره فوری حقوقی میتوانید از این لینک نسبت به پرسش سوال خود اقدام کنید.



سوالات خود را از ما بپرسید

وکلای پایه یک ما اماده پاسخ به سوالات شما هستند

10 − سه =