دعاوی طاری (اعتراض ثالث اجرایی – ورود ثالث – جلب ثالث – دعوای تقابل)

دعوا توانایی قانونی مدعی حق تضییع یا انکار شده در مراجعه به مراجع صالح در جهت به قضاوت گذاردن وارد بودن یا نبودن ادعا و ترتب آثار قانونی مربوط است برای طرف مقابل دعوا توانایی مقابله با آن است. «دعوای طاری» دعوایی است که در اثنای رسیدگی به دعوای اصلی مطرح می شود و با دعوای اصلی مرتبط یا دارای یک منشأ می باشد. همانگونه که از نام دعوا برمی آید دعوای طاری مختص امور حقوقی است.

دعاوی طاری اموری هستند که بر دعوای اصلی عارض می شوند و به انواع مختلفی تقسیم می شوند. در واقع دعاوی طاری امور اتفاقی هستند.

انواع دعاوی طاری

دعاوی طاری خود به دو دسته تقسیم می‌شوند:

  1. دعاوی که موجب افزودن دعوای علی‌حده به دعوای اصلی می شوند؛ مانند دعوای اضافی و دعوای تقابل این دسته از دعاوی فقط از جانب طرفین دعوای اصلی علیه یکدیگر قابل طرح است.
  2. دعاوی که موجب افزودن احد ثالث به دعوای اصلی می شوند؛ مانند دعوای ورود ثالث و جلب ثالث. در این دسته از دعاوی، یا دعوا از طرف ثالث علیه متداعیین اصلی یا بالعکس مطرح می شود.

دعوای طاری

دعاوی طاری عبارتند از:

  •  دعوی متقابل
  • دعوای اضافی
  •  دعوای ورود ثالث
  •  دعوای جلب ثالث

دعوای اضافی

سابقه دعوای اضافی به حقوق فرانسه باز می گردد و اقتباس از حقوق فرانسه است. طبق قانون آیین دادرسی «خواهان می تواند خواسته خود را که در دادخواست تصریح کرده است در تمام مراحل دادرسی کم کند، ولی افزودن آن یا تغییر نحوه دعوی یا خواسته یا درخواست در صورتی ممکن است که با دعوای طرح شده مربوط بوده و منشأ واحدی داشته باشد و تا پایان اولین جلسه آن را به دادگاه اعلام کرده باشد»

دعوای اضافی؛ به دعوایی گفته می شود که پیرو دعوای اصلی از طرف خواهان دعوای اصلی به طرفیت خواندۀ دعوای اصلی با ادعای جدید اقامه می شود. به طور مثال ممکن است شما دعوای تخلیه ید اقامه کنید و سپس بخواهید اجرت المثل ایام تصرف را نیز بخواهید در اینجا دعوای مطالبه اجرت المثل دعوای اضافی است.

جهت اقامه دعاوی اضافی نیاز به تقدیم دادخواست داریم و مانند افزایش خواسته نیست که نیاز به دادخواست جداگانه نداشت.

مصادیق دعوای اضافی کدامند؟

  1. کاهش خواسته
  2. افزایش خواسته
  3. تغییر خواسته
  4. تغییر نحوه دعوی
  5. تغییر درخواست.

مهلت طرح دعوای اضافی طبق ماده ۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی تا پایان اولین جلسه دادرسی است.

دعاوی طاری

دعوای تقابل

دعوای تقابل به دعوایی گفته می شود که خواندۀ دعوای اصلی برای پاسخگویی به دعوای خواهان دعوای اصلی مطرح می کند که منظور از آن کاستن از محکومیت‌های مالی یا جلوگیری کلی از محکومیت و یا تحصیل حکم به محکومیت خواهان اصلی به دادن امتیاز می باشد.

ما زمانی چنین دعوایی را به عنوان دعوای طاری می پذیریم که با دعوای اصلی از یک منشأ ناشی شده یا با آن در ارتباط کامل باشد. به دعوای تقابل با دعوای اصلی توأمان رسیدگی می شود مگر اینکه دادگاه رسیدگی‌کننده به دعوای اصلی صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به دعوای تقابل را نداشته باشد که در این صورت در خصوص دعوای تقابل قرار عدم صلاحیت صادر و پرونده به دادگاه صالح ارجاع می شود و اگر میان دعوای اصلی و تقابل ارتباط کامل وجود داشته باشد رسیدگی به دعوای اصلی تا حصول نتیجه در دعوای تقابل طبق ماده ۱۹ ق.آ.د.م. متوقف می شود وگرنه اگر تنها ناشی از یک منشأ باشند رسیدگی ادامه می یابد.

بنابراین دعوای تقابل دعوایی است که خوانده دعوی در برابر ادعای خواهان متقابلاً اقامه دعوا کند و مدعی امری شود که در نهایت با اثبات آن موجب محکومیت خواهان و بی حقی او شود.

بنابراین خوانده در مقام دفاع از خود در برابر دعوای مطروحه از سوی خواهان می تواند یکی از موارد زیرا انجام دهد:

  • دفاع ماهوی یا دفاع به معنی اخص
  • توسل به ایرادات ضمن دفاع ماهوی
  • توسل به ایرادات بدون دفاع در ماهیت دعوی
  • اقامه دعوی تقابل در برابر دعوای مطروحه از سوی خواهان.

دعوای ورود ثالث

دعوای ورود ثالث به دعوایی گفته می شود که از طرف شخص ثالث مطرح می شود بدین‌صورت که هر کس خود را در موضوع دعوای اصلی ذی‌حق دانسته و یا ادعای ذی نفعی در حاکم شدن یکی از طرفین را داشته باشد می تواند تا وقتی که ختم دادرسی اعلام نشده است چه در مرحلۀ بدوی و چه در مرحله تجدیدنظر وارد دعوا می شود.

ورود ثالث دو نوع است اصلی و طاری. در دادخواست ورود ثالث اصلی شخص ثالث به ادعای ذی حقی در دعوا وارد دعوا می شود و در دادخواست دعوای ثالث طاری شخص ثالث وارد دعوا می شود به ادعای ذی نفعی. منظور از نفع در اینجا نفعی است که مشروع، شخصی، مستقیم، بالفعل و باقی باشد.

در دادخواست دعوای ورود ثالث نیز باید شرایط دادخواست رعایت شود و وارد ثالث باید شرایط عمومی اقامه دعوا را دارا باشد؛ به عبارت دیگر، خواهان ورود ثالث باید ذی‌نفع بوده، علاوه بر داشتن نفع حقوقی، مشروع و مستقیم بودن آن باید تمام شرایط طرح دعوا مثل اهلیت طرح دعوا را داشته باشد، البته این شرایط علاوه بر شرایط ذکر شده برای خود دعوای جلب ثالث است، بر این مفهوم که خواهان دعوای وارد ثالث علاوه بر دارا بودن شرایط عمومی دعوا باید شرایط اختصاصی دعوای ورود ثالث را نیز داشته باشد.

دادخواست ورود شخص ثالث و رونوشت مدارک و ضمائم آن باید به تعداد اصحاب دعوای اصلی به‌علاوه یک نسخه باشد و شرایط دادخواست اصلی را دارا باشد» خوانده دعوای ورود ثالث لاجرم باید طرفین دعوای اصلی باشند. در دعاوی حقوقی شخص ثالث می‌تواند تا قبل از خاتمه دادرسی وارد دعوا شود، چه در مرحله بدوی و چه در مرحله تجدیدنظر. لیکن در دعاوی کیفری به دلیل اصل شخصی بودن مجازات و این مهم که کیفر متهم تاثیری در مجازات دیگران ندارد، ورود ثالث پیش بینی نشده است.

دعوای جلب ثالث

دعوای جلب ثالث

در دعوای جلب ثالث یکی از طرفین دعوا، شخص ثالثی را به جهت اینکه مستقلاً از وی ادعای حقی دارد یا جلب او را به منظور تقویت خود لازم می داند به دعوا جلب می کند. هریک از اصحاب دعوی که بخواهد جلب ثالث نماید. بایستی تقاضای خود را تا پایان اولین جلسۀ دادرسی مطرح نماید و تا ۳ روز پس از جلسه دادخواست را تقدیم کند.

خواه دادرسی در مرحلۀ بدوی باشد، خواه در مرحله تجدیدنظر. به طرفی که دعوای جلب ثالث را مطرح می‌کند «جالب» و به فردی یا افرادی که به دعوای اصلی فراخوانده می‌شوند «مجلوب ثالث»

 یکی از شرایط دعوای جلب ثالث آن است که یکی از طرفین دخیل در دعوا اقدام به طرح دعوای جلب ثالث نموده باشد؛ بنابراین، اگر فردی خارج از طرفین دعوا اقدام به طرح دعوای مرتبط با دعوای اصلی نماید یا خود را در ذی‌نفع شدن یکی از طرفین محق بداند دعوای مطروحه دیگر جلب ثالث نیست بلکه ورود ثالث است.

اگرچه در جریان بودن دعوای اصلی را جزء شرایط طرح دعوای جلب ثالث آورده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد این موضوع از مسلمات طرح دعوای جلب ثالث می‌باشد؛ چرا که وقتی رسیدگی به دعوی اصلی پایان پذیرفته باشد دعوایی وجود ندارد که فرد دیگری به آن جلب شود و اگر بعد از صدور حکم یکی از طرفین برای خود حقی در ارتباط با حکم صادره قائل باشد می‌تواند اقدام به طرح دعوای مستقل علیه آن فرد به استناد حکم صادره نماید و همچنین درصورتی که کسی از صدور حکم متضرر شود می‌تواند در قالب اعتراض ثالث اصلی یا طاری به آن حکم اعتراض نماید؛ اما در هرحال جلب ثالث در صورتی امکان‌پذیر است که دعوای اصلی در جریان رسیدگی باشد.

«ارتباط کامل» داشتن دعوای جلب ثالث با دعوای اصلی شرط دعوای جلب ثالث است؛ بنابراین، اگر دعوای مطروحه با دعوای اصلی ارتباط کامل نداشته باشد علاوه بر اینکه دعوا، دیگر دعوای جلب ثالث نیست بلکه جداگانه هم رسیدگی خواهد شد.

هزینه دادرسی دعوای جلب ثالث برابر دعوای اصلی خواهد بود؛ اما اگر خواسته مستقلی نسبت به مجلوب ثالث وجود داشته باشد مطابق قانون بسته به مالی و غیرمالی بودن دعوای هزینه آن محاسبه و پرداخت خواهد شد.

دعاوی طاری

اعتراض ثالث اجرایی

در روابط حقوقی اصل نسبیت حاکم است ولی در برخی مواقع ثالث ممکن است ببیند حق او مورد تجاوز قرار گرفته است، در چنین موردی طبق ماده ۱۴۶ قانون اجرای احکام مدنی؛ هرگاه نسبت به مال منقول یا غیرمنقول یا وجه نقد توقیف شده شخص ثالث اظهار حقی نماید اگر ادعای مزبور مستند به حکم قطعی یا سند رسمی باشد که تاریخ آن مقدم بر تاریخ توقیف است، توقیف رفع می‌شود در غیر این صورت عملیات اجرایی تعقیب می‌گردد و مدعی حق برای جلوگیری از عملیات اجرایی و اثبات ادعای خود می‌تواند به دادگاه شکایت کند.

شکایت شخص ثالث در تمام مراحل بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی و پرداخت هزینه دادرسی رسیدگی می‌شود. مفاد شکایت به طرفین ابلاغ می‌شود و دادگاه به دلایل شخص ثالث و طرفین دعوی به هر نحو و در هر محل که لازم بداند رسیدگی می‌کند و در صورتی که دلایل شکایت را قوی یافت قرار توقیف عملیات اجرایی را تا تعیین تکلیف نهایی شکایت صادر می‌نماید. در این صورت اگر مال مورد اعتراض منقول باشد دادگاه می‌تواند با اخذ تأمین مقتضی دستور رفع توقیف و تحویل مال را به معترض بدهد. به شکایت شخص ثالث بعد از فروش اموال توقیف شده نیز به ترتیب فوق رسیدگی خواهد شد.

محکوم‌له می‌تواند مال دیگری را از اموال محکوم‌علیه به جای مال مورد اعتراض معرفی نماید. در این صورت آن مال توقیف و از مال مورد اعتراض رفع توقیف می‌شود و رسیدگی به شکایت شخص ثالث نیز موقوف می‌گردد.

توضیحات استاد توحید زینالی در مورد اعتراض ثالث اجرایی نسبت به مال توقیف شده

اعتراض ثالث اجرایی توقیف ملک و خودرو

توقیف مال رابطه تنگاتنگی با اعتراض ثالث دارد. منظور از توقیف مال در اصطلاح حقوقی سلب آزادی تصرفات مالک در آن است. اعتراض ثالث نسبت به توقیف ملک و خودرو باید به وسیله دادخواست به عمل آید و با درخواست ممکن نیست.

چنانچه ثالث معترض حکم قطعی یا سند رسمی داشته باشد که تاریخ صدور آن قبل از توقیف ملک باشد رفع توقیف به سهولت صورت خواهد گرفت.

مرجع صالح در این دعوا دادگاهی است که حکم یا دستور توقیف توسط دادگاه فوق اجرا می شود از آنجا که توقیف و اجرای آرا در مورد املاک و اموال غیر منقول با دادگاه محل وقوع مال است پس دعوای اعتراض به عملیات اجرایی در دادگاه محل وقوع مال است. درباب نحوه اجرای حکم آن نیز باید افزود نیاز به صدور اجراییه ندارد.

جلب ثالث در دعوای چک

چک سند تجاری است و اصولاً در آن جلب ثالث نداریم منتها اگر چک از وصف سند تجاری بودن خارج شود جلب ثالث در آن ممکن است.

سوالات خود را از ما بپرسید

وکلای پایه یک ما اماده پاسخ به سوالات شما هستند