اعدام | قوانین اعدام در ایران | حکم اعدام در قانون مجازات اسلامی

اعدام یکی از مجازات های قوانین داخلی کشور و کشورهای دیگر می باشد. اعدام از سری مجازات های سلب حیات است.

مشاوره حقوقی فوری

مشاوره تخصصی تلفنی و متنی آنلاین با وکلای سراسر کشور

مجازات اعدام درباره کسی به کار می رود که چنان با اعمال خود به جامعه زیان می رساند یا حدود الهی را می شکند که قانون تصمیم می گیرد چنین شخصی را از جامعه با سلب حیات و حذف کند.

نکته ای که باید به آن دقت کرد این است که مجازات ها به انواع مختلفی تقسیم می شوند و اعدام در قسمت مجازات های سالب حیات است اما ما مجازات دیگری داریم شبیه این که نباید با این امر اشتباه گرفته شود و آن قصاص است.

قصاص هم مجازات سالب حیات به حساب می آید اما تفاوت هایی با هم دارند.

و نباید به صرف اینکه مجرمین هر دو امر در پای چوبه دار مجازاتشان اعمال می شود این دو را یکی دانست.

برخی کشور ها و برخی تفکرات هستند که اعدام را خلاف عدالت و خلاف حقوق بشر می دانند اما اگر همین از همین افراد درباره قصاص سوال شود چه بسا چنین پاسخی ندهند.

در واقع قصاص نتیجه اعمال کسی است که به طور عمدی کس دیگری را به قتل می رساند لذا به رسم مقابله به مثل فرد هم باید به همان کاری که مرتکب شده مجازات شود. و قصاص از نظر عقلی و منطقی هم قابل توجیه است آنچنان که در قرآن به آن تاکید شده است.

اما اعدام در مواردی غیر از قتل شخص در نظر گرفته می شود.

به عبارتی اعدام مجازات مرگ است برای ارتکاب جرم خاص که از سوی قانون تعیین شده است. در واقع در قصاص، مجازات بر این پایه مبتنی است که کسی که مورد جنایت قرار می گیرد حق دارد عین همان جنایت را به جانی وارد کند. قصاص به عبارت دیگر قتلی است که در پی قتل دیگر آمده است.

تعریف اعدام

اعدام را «قتل عمد قانونی» می گویند. همچنان که در بالا توضیح دادیم اگر چه در نتیجه که سلب حیات است با قصاص مشترک است اما سبب آن دو متفاوت است. در قصاص علت سلب حیات قتل نفس است و بنا بر این که هر کسی زیانی به دیگری وارد کند باید همان زیان را متحمل شوند اولیای دم فرد کشته شده می توانند فرد قاتل را قصاص کنند.

اگر چه در عرف اعدام و قصاص را یک‌ معنا در نظر می گیرند اما اعدام مواردی را به جز قتل نفس شامل می شود مثل مواردی که در باره جرائم مرتبط با مواد مخدر وجود دارد و در این باره احکام اعدام هم اجرا شده است.

موارد اعدام در قوانین

اعدام از ریشه عدم در لغت به معنای از بین بردن و نیستی است که در مواردی غیر از قتل نفس برای مجازات در نظر گرفته شده.

برای مثال کسی که مصداق مفسد فی الارض شناخته می شود شامل مجازات اعدام می شود.

از دیگر جرم هایی که مجازات اخیر را در پی دارند می توان به زنای به عنف، سرقت مسلحانه، محاربه و… اشاره کرد.

در این نوشته قصد داریم تا به بررسی اعدام در قوانین بپردازیم.

موارد اعدام در قوانین

  • زنا

زنا را رابطه جنسی بدون علقه ازدواج بین زن و مرد تعریف می کنند.

در تحقق زنا شرط است که شبهه و اشتباه در این رابطه وجود نداشته باشد و طرفین عالم باشند که بر هم دیگر محرم نیستند.

در قانون برای زنا در چند مورد در صورت اثبات، حکم اعدام در نظر گرفته شده است.

زنای محصنه یعنی زنایی که فرد در آن با وجود آن که خود همسر دارد و امکان استمتاع (بهره جویی) دارد با دیگری زنا می کند در اینجا حکم این رابطه اعدام است.

زنا به عنف یا همان تجاوز هم حکم اعدام را دارد اما قانون گذار در کمال حیرت در زنای عنف، توبه را موجب سقوط مجازات اصلی می داند.

عنف در لغت به معنای زور است.

زنای با محارم و زنای غیر مسلمان با زن مسلمان هم حکم اعدام را دارد.

زنا

  • لواط

لواط به این معنا است که دو نفر مرد با هم رابطه جنسی برقرار کنند. در عمل لواط مردی آلت تناسلی خود را به اندازه حشفه (ختنه‌ گاه) و بیشتر در مقعد مرد دیگری داخل می‌ کند.

در قانون مجازات اسلامی در ماده ۲۳۴ آمده است که:

«حد لواط برای فاعل، در صورت عنف، اکراه یا دارا بودن شرایط احصان، اعدام و در غیر این صورت، صد ضربه شلاق است. حد لواط برای مفعول در هر صورت (وجود یا عدم احصان) اعدام است».

 همانگونه که ملاحظه کردید قانون گذار باز هم از نظر نگارنده حکمی حیرت انگیز وضع کرده است و برای فاعل لواط شرایط احصان را مانع مجازات اصلی می داند و به صد شلاق بسنده کرده است.

لواط

  • محاربه، سردستگی گروه مجرمانه و بغی

در ماده ۱۳۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ آمده است که :

«هرکس سردستگی یک گروه مجرمانه را برعهده گیرد به حداکثر مجازات شدیدترین جرمی که اعضای آن گروه در راستای اهداف همان گروه مرتکب شوند، محکوم می گردد مگر آنکه جرم ارتکابی موجب حد یا قصاص یا دیه باشد که در این صورت به حداکثر مجازات معاونت در آن جرم محکوم می شود. در محاربه و افساد فی الارض زمانی که عنوان محارب یا مفسد فی الارض بر سردسته گروه مجرمانه صدق کند حسب مورد به مجازات محارب یا مفسد فی الارض محکوم می گردد.»

در واقع در این ماده سر درسته اگر شرایط محارب را داشته باشد یا شرایط افساد فی الارض را داشته باشد به حکم مقرر آن مواد که اعدام است محکوم می شود. البته ناگفته نماند برای شخص محارب ۴ مجازات در نظر گرفته شده که به یکی از آن ها حکم می شود.

که یکی از این موارد اعدام و باقی موارد شامل صلب و قطع دست راست و پای چپ و نفی بلد می باشد.

نکته دیگر این‌ که راهزنان و سارقان و قاچاقچیان که دست به سلاح ببرند در حکم محارب هستند و به همین مجازات های گفته شده محکوم می شوند.

مورد دیگری که باید به آن اشاره کرد «بغی» است که به معنای قیام مسلحانه علیه «اصل نظام جمهوری اسلامی» است که مجازات آن نیز اعدام است.

گروه مجرمانه

  • افساد فی الارض

در افساد فرد مفسد آنچنان به صورت گسترده مرتکب جرم می شود که قانون قتل این فرد را که باعث نامنی و و ورود خسارات فراوان به کشور شده را مقرر می کند.

افساد فی الارض مورد انتقاد بسیاری از علمای فقه و حقوق قرار گرفته است مصادیق این جرم در ماده ۲۸۶ ق.م.ا آمده است.

«هرکس به طور گسترده، مرتکب جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد، جرائم علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور، نشر اکاذیب، اخلال در نظام اقتصادی کشور، احراق و تخریب، پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک یا دایر کردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در آن ها گردد به گونه ای که موجب اخلال شدید در نظم عمومی کشور، ناامنی یا ورود خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد یا اموال عمومی و خصوصی، یا سبب اشاعه فساد یا فحشا در حد وسیع گردد مفسد فی الارض محسوب و به اعدام محکوم می گردد.»

  • سب النبی

در قانون جدید مجازات اسلامی تاسیس جدیدی به نام سب النبی وجود دارد که در ماده ۲۶۲ پیش بینی شده است که مطابق آن فردی که به معصومین و پیامبر و حضرت زهرا توهین کند اعدام خواهد شد.

بر سر مصادیق این ماده که شامل چه کسانی می شود اختلاف نظر وجود دارد.

سب النبی

  • تکرار جرم حدی در مرتبه چهارم

طبق قانون ک مطابق فقه هر گاه کسی مرتکب سه بار جرم حدی مثل شرب خمر، قذف، مساحقه و… شود و هر سه بار بر او حد وارد شود برای بار چهارم مجازات آن اعدام خواهد شد.

  • اخلال در نظام اقتصادی کشور

سالیانی است که در محور اقتصادی واژگانی همچون «سلطان» زیاد به گوشمان می خورد مثل سلطان سکه و… در ماده ۱ و ۲ قانون مجازات اخلال گران در نظام اقتصادی به این موضوع پرداخته شده.

در ماده ۱ مصادیق را نام برده:

ماده ۱ – ارتکاب هر یک از اعمال مذکور در بندهای ذیل جرم محسوب می‌ شود و مرتکب به مجازات‌های مقرر در این قانون محکوم می‌ شود.

الف – اخلال در نظام پولی یا ارزی کشور از طریق قاچاق عمده ارز یا ضرب سکه قلب یا جعل اسکناس یا وارد کردن یا توزیع نمودن عمده آن‌ها اعم از داخلی و خارجی و امثال آن.

ب – اخلال در امر توزیع مایحتاج عمومی از طریق گران‌فروشی کلان ارزاق یا سایر نیازمندی‌های عمومی و احتکار عمده ارزاق یا نیازمندی‌های مزبور و پیش‌خرید فراوان تولیدات کشاورزی و سایر تولیدات مورد نیاز عامه و امثال آن‌ها به‌منظور ایجاد انحصار یا کمبود در عرضه آن‌ها.

ج – اخلال در نظام تولیدی کشور از طریق سوءاستفاده عمده از فروش غیرمجاز تجهیزات فنی و مواد اولیه در بازار آزاد یا تخلف از تعهدات مربوط در مورد آن و یا رشاء و ارتشاء عمده در امر تولید یا اخذ مجوزهای تولیدی در مواردی که موجب اختلال در سیاست‌های تولیدی کشور شود و امثال آن‌ها.

د – هر گونه اقدامی به قصد خارج کردن میراث فرهنگی یا ثروت‌های ملی اگرچه به خارج کردن آن نیانجامد قاچاق محسوب و کلیه اموالی که برای خارج کردن از کشور در نظر گرفته شده است مال موضوع قاچاق تلقی و به سود دولت ضبط می‌ گردد.

ه – وصول وجوه کلان به صورت قبول سپرده اشخاص حقیقی یا حقوقی تحت عنوان مضاربه و نظائر آن که موجب حیف و میل اموال مردم یا اخلال در نظام اقتصادی شود.

و – اقدام باندی و تشکیلاتی جهت اخلال در نظام صادراتی کشور به هر صورت از قبیل تقلب در سپردن پیمان ارزی یا تأدیه آن و تقلب در قیمت‌گذاری کالاهای صادراتی و…

ز – تأسیس، قبول نمایندگی و عضوگیری در بنگاه، مؤسسه، شرکت یا گروه به منظور کسب درآمد ناشی از افزایش اعضاء به نحوی که اعضاء جدید جهت منفعت، افراد دیگری را جذب نموده و توسعه زنجیره یا شبکه انسانی تداوم یابد.

تبصره (الحاقی ۱۴/۱۰/۱۳۸۴) پرونده هایی که قبل از تصویب این قانون تشکیل شده است برابر قوانین قبلی رسیدگی می‌ شود.

اخلال در نظام اقتصادی کشور

در ماده ۲ هم متذکر شده است که:

هر یک از اعمال مذکور در بندهای ماده ۱ چنانچه به قصد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران و یا به قصد مقابله با آن و یا با علم به مؤثر بودن اقدام در مقابله با نظام مزبور چنانچه در حد فساد فی‌الارض باشد مرتکب به اعدام و در غیر این صورت به حبس از پنج سال تا بیست سال محکوم می‌ شود و در هر دو صورت دادگاه به عنوان جزای مالی به ضبط کلیه اموالی که از طریق خلاف قانون به دست آمده باشد حکم خواهد داد.

  • مواد مخدر

درباره مواد مخدر هم در برخی موارد حکم اعدام پیش بینی شده است.

مثلا در ماده دو قانون مبادرت به کشت خشخاش یا کوکا کند در مرحله چهارم مجازات اعدام دارد

یا در ماده ۴ بیش از پنج کیلو مواد سنتی اعدام دارد البته هرگاه محرز شود مرتکبین جرائم موضوع بند ۴ این ماده برای بار اول مرتکب این جرم شده و موفق به توزیع یا فروش آنها هم نشده و مواد،‌ بیست کیلو یا کمتر باشد دادگاه با جمع شروط مذکور آنها را به حبس ابد و هفتاد و چهار ضربه شلاق و مصادره اموال به استثناء هزینه تأمین زندگی‌ متعارف برای خانواده آنها محکوم می‌ نماید.

در میزان بالای بیست کیلوگرم مرتکبین تحت هر شرایطی اعدام می‌ شوند.

در ماده ۵ نیز برای حاملین مواد سنتی دز تعداد مشخصی (بیش از پنج کیلو ) مجازات اعدام در نظر گرفته است

در ماده ۸ نیز در خصوص جرائم مواد صنعتی مثل مورفین و هروئین نیز در صورتی که بیشتر از سی گرم باشد اعدام در پی دارد البته این ماده نیز قابل تخفیف است.

و …

اعدام در مواد مخدر

نتیجه گیری

اعدام به معنی عدم و نیستی با این تعریف که قتل عمدی به حکم قانون است شامل مواردی می شود که فرد در اثر عبور از خط قرمز های قانون و جامعه باعث خسارات شدید می شود مثل افساد فی الارض یا اینکه حدود الهی را می شکند مثل لواط و زنا در برخی موارد.

در بالا مفصلا به تفاوت اعدام و قصاص پرداختیم اگر چه این دو در تقسیم بندی مجازات های سالب حیات هستند.

و در ادامه به برخی مصادیق حکم اعدام در قانون اشاره کردیم مثل لواط، افساد فی الارض و…

سوالات متداول

در لغت از ریشه عدم و به معنای نیستی و هلاک کردن و در تعریف اصطلاحی به معنای کشتن کسی به حکم قانون.

قصاص مجازات سلب حیات از کسی است که خود از دیگری سلب حیات کرده و او را کشته است. اما اعدام مواردی غیر از قتل نفس را شامل می شود.

مصادیق عمده آن در قانون مجازات اسلامی آمده اما در برخی قوانین خاص هم مصادیقی وجود دارد که در بالا به آن اشاره کردیم.

زمان پاسخ به دیدگاه شما از طرف وکلای سایت وکیل تاپ ۴۸ ساعت می باشد. درصورت نیاز به مشاوره فوری حقوقی میتوانید از این لینک نسبت به پرسش سوال خود اقدام کنید.



سوالات خود را از ما بپرسید

وکلای پایه یک ما اماده پاسخ به سوالات شما هستند

11 − 5 =