باکرگی چیست؟

باکرگی از ریشه بکر (به معنای دست نخورده)، صفت و حالتیست که داشتن آن در عرف بسیاری از جوامع از جمله جامعه ما، برای دختر یک حسن محسوب می شود. زیرا در باور عوام ( و البته به اشتباه ) نشانگر پاکدامنی و نداشتن رابطه جنسی قبلی دختر محسوب می شود. به دختری که دارای این صفت باشد باکره ( دوشیزه) و در غیر اینصورت ثیبه گفته می شود.

مشاوره حقوقی فوری

مشاوره تخصصی تلفنی و متنی آنلاین با وکلای سراسر کشور

  • از لحاظ علم پزشکی، دختری باکره محسوب می شود که دارای پرده بکارت ( هایمن) سالم باشد. البته صرف داشتن پرده بکارت کافی نیست بلکه معاینات دیگری می تواند این قضیه را نقض کند.
  • از لحاظ حقوقی، دختر زمانی باکره محسوب می شود که بکارت خود را از طریق مقاربت جنسی از دست داده باشد. بنابراین دختری که در اثر ورزش یا حوادث دیگر، بکارت خود را از دست داده باشد مشمول احکام مربوط به باکره خواهد بود نه ثیبه.

تفکیک بین باکره و ثیبه در قوانین مختلف مورد توجه واقع شده است به ویژه قوانین مربوط به حقوق خانواده مانند مهریه و ازدواج و … که در ادامه به شرح کامل آنها می پردازیم.

باکرگی

تمامی تفاوت های دختر باکره و غیر باکره در قوانین

صرف نظر از دیدگاه های عرفی و شأن و منزلتی که عرف جامعه برای دختر باکره نسبت به غیر باکره ( ثیبه) قایل است، از لحاظ حقوقی تفاوت هایی میان دختر باکره و غیر باکره در قوانین مختلف وجود دارد که ما در این گفتار سعی نموده ایم آن ها را گرد آوری و تشریح نماییم.

الف) لزوم اذن پدر برای ازدواج دختر باکره:

مطابق ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی، “ازدواج دختر باکره هرچند به سن بلوغ رسیده باشد، منوط به اجازه پدر در (وهله اول) و در صورتی که بر هر طریقی در دسترس نباشد،جد پدری اوست”. در ادامه ماده، بیان شده است که چنانچه پدر یا جد پدری، بدون هیچگونه دلیل موجهی از دادن اجازه خودداری نمایند، دختر با مراجعه به دادگاه و معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و پس از گرفتن اجازه از دادگاه مدنی خاص می تواند اقدام به ثبت ازدواج نماید.

با عنایت به متن این ماده و همچنین ماده بعدی، یعنی ۱۰۴۴ قانون مدنی، اذن پدر و یا جد پدری برای ازدواج دختر باکره در صورت جمع شرایط زیر، ضروری و در غیر اینصورت لزوم گرفتن اذن، ساقط می شود.

در چه شرایطی به اجازه پدر و جد پدری برای ازدواج دختر باکره نیازی نمی باشد؟

  • در دسترس نبودن پدر یا جد پدری به نحوی که کسب اجازه از آنها، ممکن نباشد.
    بنابراین در صورت فوت شدن پدر و یا غایب بودن وی به نحوی که امکان گرفتن اجازه، از او ممکن نباشد، میبایست به سراغ جد پدری رفت و چنانچه او نیز فوت یا در دسترس نباشد، لزوم اجازه از آن ها منتفی و چنانچه دختر به ازدواج احتیاج داشته باشد می تواند اقدام به ازدواج نماید.( ماده ۱۰۴۴ قانون مدنی)
  • مخالفت غیر موجه پدر یا جد پدری: همانطور که پیشتر اشاره شد، چنانچه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه ازدواج دختر باکره خود، خودداری نمایند، لزوم کسب اجازه از آن ها منتفی شده و دختر می تواند با مراجعه به دادگاه و اخذ اجازه از آن، اقدام به ازدواج نماید. دادگاه در این موارد با بررسی شرایط موجود و در نظر گرفتن مصلحت دختر، تصمیم گیری می نماید.

لزوم اذن پدر در ازدواج موقت باکره:

در خصوص ازدواج دائم دختر باکره، نص قانون مدنی، تکلیفمان را روشن کرده و لذا ابهامی در این خصوص نداریم لیکن از آنجایی که راجع به ازدواج موقت دختر باکره و لزوم اجازه ولی او، قانون سکوت کرده است، لذا برای تعیین تکلیف در این زمینه می بایست به فقه و فتاوای مراجع تقلید رجوع نمود.
در فقه نیز، اختلاف نظر بین فقها وجود دارد به نحوی که عده ای از آن ها اذن پدر را برای نکاح موقت نیز ضروری می دانند و عده ای دیگر خیر.
در مجموع می توان اینطور نتیجه گیری نمود که اذن پدر برای دختر باکره در عقد موقت لازم است ولی شرط صحت عقد نیست یعنی نداشتن اجازه موجب باطل شدن عقد نمی باشد و می توان گفت عقد کامل نیست ولی در صورتیکه اذن پدر بعدا به آن ملحق شود کامل می شود.

 

بکارت چیست؟

آیا اذن پدر در صورت زایل شدن بکارت غیر از رابطه جنسی هم ضروری است؟

این مورد زمانی مطرح می شود که بکارت دختر برای مثال از طریق ورزش یا حوادث مختلف به جز مقاربت جنسی زایل شده باشد و یا دختر به طور مادرزادی فاقد پرده بکارت باشد.
همانطور که پیشتر اشاره نمودیم، در ادبیات حقوقی، بر خلاف مفاهیم پزشکی، یک دختر زمانی ثیبه (غیر باکره) محسوب می شود که بکارت خود را تنها از طریق رابطه جنسی، از دست داده باشد بنابراین در غیر این موارد دختر همچنان باکره محسوب می شود و اذن پدر برای ازدواج او ضروری است.

ب) ایجاد حق فسخ برای زوجه:

این مسأله زمانی مطرح می شود که شوهر پس از ازدواج و در اولین مقاربت، متوجه شود که همسر وی باکره نیست. آیا می تواند عقد را به استناد فریب، فسخ نماید؟ تحت چه چه شرایطی؟
مطابق ماده (۱۱۲۸) قانون مدنی، از آنجایی که مطابق نظر عرف، فرض بر این است که دختری که سابقا ازدواج نکرده باکره است لذا مردی هم که به خواستگاری چنین دختری می رود به صورت ضمنی انتظار باکره بودن وی را دارد.
بنابراین چنانچه دختری علی رغم باکره نبودن و با سوء نیت و فریب خواستگار، خود را باکره جلوه دهد با حصول شرط زیر مرد می تواند پس از عقد، نکاح را فسخ کند:
۱- شوهر قبل از عقد، به باکره نبودن زن آگاه نباشد. چنانچه از این مسأله با خبر بوده لیکن اعتراضی نکرده، حق فسخ برای او به وجود نمی آید.

۲- ازاله بکارت قبل از عقد صورت گرفته شود: از آنجایی که بعد از ازدواج اصل بر اینست که از بین رفتن بکارت زن، توسط شوهر انجام شده لذا مرد باید بتواند ادعای خلاف آن را مبنی بر آنکه همسرش باکره نبوده اثبات نماید.

  • زن بکارتش را در اثر نزدیکی از دست داده باشد نه حوادث
  • زن به باکره نبودن خود، آگاه باشد و با سوء نیت، قصد فریب مرد را داشته باشد.

ج) باکرگی و مهریه – تأثیر باکرگی بر مهریه:

در عقد نکاح، اگر مرد بخواهد همسر خود را طلاق دهد، چنانچه وی باکره باشد مستحق نصف مهریه است و چنانچه در اثر نزدیکی با وی بکارتش زایل شده باشد، مستحق تمام مهریه است.
چنانچه در عقد نکاح، مهریه تعیین نشده باشد، اگر بین آنها نزدیکی صورت گرفته باشد، زن مستحق مهرالمثل و چنانچه بینشان نزدیکی صورت نگرفته باشد، مهرالمتعه تعیین می شود.
تفاوت مهرالمثل و مهرالمتعه: تفاوت مهرالمثل با مهرالمسمی در نحوه تعیین میزان آنها می باشد. به اینصورت که برای تعیین مهرالمثل، وضعیت زن از لحاظ شرافت خانوادگی و تحصیلات و زیبایی و خویشان او در نظر گرفته می شود در حالیکه در تعیین مهرالمتعه وضعیت اقتصادی و تمکن مالی مرد در نظر گرفته می شود.
در صورتی که عقد نکاح به دلایلی باطل شود و نزدیکی هم واقع نشده باشد، مهریه ای به زن تعلق نمی گیرد. ماده( ۱۰۹۸ قانون مدنی)

بکارت

موارد بطلان عقد نکاح:

  1. نكاح با زن شوهردار يا با زني كه در عده طلاق يا وفات است با علم به عده و حرمت طلاق (مواد ۱۰۵۰ و ۱۰۵۱ ق.م )
  2. نكاح در حال احرام (ماده ۱۰۵۳ ق.)
  3. نكاح بدون اجازه زوجه با دختر برادر زن و يا دختر خواهر زن وي (كه از آن مي‌تواند به نكاح غير نافذ نيز ياد كرد.)
  4. نكاح با محارم (مواد ۱۰۴۵- ۱۰۴۶- ۱۰۴۷ ق.م)
  5. نكاح با زن سابقش كه به واسطه لعان از وي جدا شده است (ماده ۱۰۵۲ ق.م)
  6. نكاح با خواهر زن (ماده ۱۰۴۸ ق.م)
  7. نكاح با مادر، خواهر و يا دختر پسري كه با او عمل شنيع صورت داده است. (ماده ۱۰۵۶ ق.م)
  8. عقد زني كه در زمان علقه زوجيت با همسر سابقش و يا در زمان عده رجعيه با وي زنا صورت گرفته است. (ماده ۱۰۵۴ ق.م)
  9. نکاح با زني كه سابقاً با دختر يا مادر وي نزديكي به شبهه يا زنا شده است. (ماده ۱۰۵۵ ق.م)
  10.  نکاح با زني كه ۳ دفعه متوالي در زوجیت وی بوده و مطلقه گرديده مگر به واسطه محلل (ماده ۱۰۵۷ ق.م)
  11. نكاح همسر سابقی كه توسط ۹ طلاق كه ۶تاي آن عدي است مطلقه شده باشد (ماده ۱۰۵۸ ق.م)
  12. نکاح دائم مرد مسلمان با زن غير مسلمان غير اهل كتاب (ماده ۱۰۵۹ ق.م) و نكاح مرد غير مسلمان با زن مسلمان
  13. نكاح با زن مجبور و مکره در صورت عدم تنفيذ بعدي (ماده ۱۰۷۰ ق.م)
  14. تعليق در عقد نكاح (ماده ۱۰۶۸ ق.م
  15. پشت سر هم نبودن ايجاب ( درخواست ازدواج) و قبول (ماده ۱۰۶۵ ق.م)
  16. عدم تعیین مهریه و مدت در عقد موقت (مواد ۱۰۹۵ و ۱۰۷۶ ق.م)
  17. عدم معلوم بودن زن و شوهر براي يكديگر كه موجب شبهه باشد. (ماده ۱۰۶۷ ق.م)
  18. نكاح با دختر باكره بدون اذن پدر و جد پدری و در صورت عدم تنفيذ بعدي ولي و نيز عدم تشخيص مصلحت زوجه توسط دادگاه .(ماده ۱۰۴۳ ق.م)

هرگاه عقد نکاح به جهتی فسخ شود، چنانچه نزدیکی بین زن و مرد صورت نگرفته باشد و زوجه باکره باشد، مهریه ای به زن تعلق نمی گیرد مگر آنکه علت فسخ نکاح، عنن( اختلالی که در اثر آن، آلت مرد به حالت نعوظ در نمی آید) باشد.(ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی)


بیشتر بخوانید: اثبات رابطه نامشروع با توجه به مجازات زنا محصنه و غیر محصنه


باکرگی و نفقه- تأثیر باکرگی بر نفقه

باید گفت باکرگی زن تا زمانیکه وی اقدام به تمکین خاص ( رابطه جنسی ) ننمود است، تاثیری بر استحقاق نفقه بر وی ندارد. به نحوی که زن می تواند باکره باشد ولی به استناد حق حبس( حقی است که به موجب آن زن می تواند تا دریافت کامل مهریه از تمکین و نزدیکی با شوهر، خودداری نماید) مستحق دریافت نفقه باشد.
تأثیر باکرگی بر نفقه در جایی است که زن با یل و رضای خود با شوهر خود نزدیکی نموده و دوشیزگی خود را از دست داده باشد. این عمل دو نتیجه در پی دارد. اول اینکه زن دیگر نمی تواند از حق حبس خود استفاده نموده و تمکین ننماید و دوم اینکه در صورت خودداری از تمکین ناشزه شناخته شده و دیگر مستحق نفقه نخواهد بود.

حذف نام همسر سابق از شناسنامه زن در صورت باکره بودن:

چنانچه پس از طلاق، زوجه بخواهد نام همسر سابق خود را از شناسنامه اش حذف نماید، چنانچه رابطه جنسی نداشته باشند و زوجه باکره (غیر مدخوله) باشد کافیست ابتدا به پزشکی قانونی مراجعه نموده و گواهی باکرگی خود را دریافت نماید سپس به ثبت احوال مراجعه نموده و درخواست صدور شناسنامه جدید بدون وجود نام همسر سابق خود را نماید.

پرده بکارت

آزمایش بکارت قبل ازدواج

به دلیل اهمیتی که مساله باکره بودن دختر برای ازدواج در جامعه سنتی ما دارد ، برای اثبات این امر ممکن است از دختر خواسته شود که تحت معاینه قرار گیرد و گواهی پزشکی قانونی دریافت نماید. قابل ذکر است تشخیص باکرگی فقط از طریق معاینه پرده بکارت (هایمن) انجام می شود و شایعاتی که مبنی بر تشخیص آن از طریق چشم و گوش و راه رفتن و… وجود دارد هیچکدام دارای پشتوانه علمی و پزشکی نمی باشند.
گذشته از غیر اخلاقی و موهن بودن این درخواست، شاید بتوان آن را از مصادیق ماده ۷ میثاق حقوق مدنی سیاسی و در نتیجه نوعی نقض حقوق بشر دانست.

ترمیم بکارت و آثار حقوقی آن

بسیار پیش می آید که دختران جامعه ما که به هر دلیلی بکارت خود را از دست داده اند برای رهایی از فشار های اجتماعی اقدام به ترمیم بکارت زایل شده خود از طریق عمل جراحی نمایند.
از لحاظ حقوقی کلیه تفاوتهایی که بین دختر باکره و غیر باکره وجود دارد، در صورت ترمیم آن نیز از بین نمی رود به عبارت دیگر، از لحاظ حقوقی زنی که بکارت خود را از طریق رابطه جنسی از دست داده و اقدام به ترمیم آن نموده هرگز واجد وصف باکره نخواهد شد و در نتیجه احکام حقوقی مربوط به باکره شامل او نمی شود.
به ویژه که این امر( ترمیم بکارت) به آسانی توسط پزشکی قانونی قابل تشخیص می باشد و دادگاه هنگام تصمیم گیری بر اساس این موضوع( باکره یا غیر باکره بودن)، نظر پزشکی قانونی را جلب می نماید.

باکرگی مرد

تشخیص باکرگی مرد از لحاظ پزشکی، به راحتی زن نمی باشد و راه هایی هم که برای تشخیص آن بیان شده است قطعی نمی باشند و احتمال خطا در آنها بسیار بالاست
شاید یکی از علل ضعف علم پزشکی در تشخیص باکرگی مردان، بی اهمیت بودن آن از لحاظ حقوقی می باشد به نحوی که در هیچ قانونی این امر مورد توجه واقع نشده است. بعلاوه از لحاظ اجتماعی نیز این امر اهمیت چندانی ندارد.
به هر روی، تأکید می شود که نه بکارت زن و نه مرد هیچکدام نشانگر پاکدامنی و تضمین تعهد و پایبندی به رابطه نمی باشند و زوجین بهتر است نشانه های وفاداری شریک خود را در معیار های علمی و روانشناختی جستجو نمایند.

سوالات خود را از ما بپرسید

وکلای پایه یک ما اماده پاسخ به سوالات شما هستند