تسبیب یعنی چه؟

هر کسی که موجب زیان و ضرر رسیدن به کسی شود؛ ضامن است برای مثال اگر شخصی باعث شود ساعت دیگری شکسته شود یا اینکه ماشین وی آسیب ببیند چون باعث آسیب و زیان شده است ضامن است. اما در این که زیان چگونه وارد می شود دو بحث مطرح می شود یک به صورت مباشرت و دو به صورت تسبیب.

به عبارتی آنچه در قانون آمده است در باب ضمان قهری و تلف و از بین بردن مال دیگر آمده است اتلاف و تسبیب می باشد.

اتلاف به این معنا که فرد مال دیگری را مستقیما از بین ببرد یعنی خود فاعل فعل مال را هدایت به سمت تلف کرده باشد.

برای مثال فرد سگ را تحریک می کند و لباس عابرین را پاره می کند و مثل شکسته شیشه ماشین با وسیله ای اما در تسبیب فرد، زمینه آسیب و تلف را ایجاد می کند.

برای مثال زنجیر سگ را محکم نمی بندد و موجب خسارت دیگران می شود.

در ادامه به این موارد بیشتر می پردازیم.

تسبیب به چه معناست؟ و تفاوت آن با اتلاف

تسبیب به معنای ساختن و ایجاد سبب و علت است و در اصطلاح، تسبیب نوعی از بین بردن مال است یا همان نوعی اتلاف است با این تفاوت که در اتلاف شخص مستقیما باعث اتلاف می شود اما در تسبیب با واسطه موجب آسیب و ضرر می شود.

اتلاف قاعده ای است که موجبات ضمان قهری را فراهم می آورد “من اتلف مال الغیر فهو له ضامن”

به این معنا که هر کسی مال دیگری را تلف کند؛ ضامن جبران آن است؛ حال اگر مثلی باشد مثل آن را و اگر قیمی باشد قیمت آن را بدهد.

پس اگر شخصی مال دیگری را تلف کند با معیوب کند با منافع آن را سلب کند ضامن آن می باشد. در اتلاف گفته می شود که تقصیر یا قصد و عمدی بودن یا نبودن تاثیری ندارد و فرد در هر حال مسئول می باشد. البته این بدان معنا نیست که انتساب و ارتکاب توسط فاعل لازم نیست بلکه لازم است انتساب و نسبت دادن تلف به فاعل احراز شود.

پس خلاصه تر باید گفت که داشتن یا نداشتن اراده و عزم بر تلف مال ضروری نیست اما فاعلیت ضروری می باشد.

تسبیب به چه معناست

برای مثال شخصی با سلاح هدف گیری می کند برای شکار مورد نظر، اما آن تیر به گوسفند اصابت می کند در اینجا اگر چه فرد اراده و عزمی به کشتن گوسفند نداشته اما فاعل آن محسوب می شود و در برابر مالک گوسفند ضامن قیمت آن می باشد.

برای مثال دیگر اگر خیاط بدون قصد ضرر و بدون سوء نیت پارچه را بد برش بزند در هر حال ضامن است زیرا فعل منتسب به وی می باشد.

تسبیب در قانون مدنی

گفتیم که تسبیب هم نوعی اتلاف است اما بر خلاف اتلاف شخص، مستقیما و با دست خودش این کار را نمی کند بلکه زمینه بروز آن را فراهم می آورد به صورتی که اگر آن عمل نبود؛ تلف مال هم اتفاق نمی افتاد.

برخلاف اتلاف که تقصیر یا عدم تقصیر اصلا لازم نبود و شخص در هر حال ضامن به حساب می آمد؛ در تسبیب، تقصیر و تعدی و تفریط لازم است تا شخص ضامن محسوب شود.

در تسبیب لازم است که فرد احتیاط های لازم را انجام نداده باشد.

قانون مدنی در ماده ۳۳۱ در باب تسبیب مقرر کرده است که:

هر کس سبب تلف مالی بشود باید مثل یا قیمت آن را بدهد و اگر سبب نقص یا عیب آن شده باشد باید از عهده‌ی نقص قیمت آن برآید.

در ماده ۳۳۴ قانون مدنی حکمی وجود دارد که در ذیل تسبیب آمده و متعلق به آن می باشد:

مالک یا متصرف حیوان، مسئول خساراتی نیست که از ناحیه‌ی آن حیوان وارد می‌ شود مگر این که در حفظ حیوان تقصیر کرده باشد لیکن در هر حال اگر حیوان به واسطه‌ی عمل کسی منشأ ضرر گردد فاعل آن عمل مسئول خسارات وارده خواهد بود.

تسبیب هم ممکن است موجب مسئولیت مدنی باشد مانند اینکه فرد، چاهی را حفر کند و بدون علائم هشدار رها کند و فرد در آن بیفتد و هم ممکن است موجب مسئولیت کیفری باشد یعنی آنکه جرم به حساب آید و اینکه تسبیب هم ممکن است به صورت فعل باشد و هم ترک فعل.

البته شرایط تسبیب در قانون مجازات و مدنی متفاوت هستند.

تسبیب در قانون مدنی

انواع و اشکال تسبیب

در خسارت، صرف ورود خسارت و اثبات آن برای حکم کردن کافی نیست؛ بلکه لازم است که رابطه علیت بین خسارت و فعلی که موجب خسارت شده احراز شود.

از طرفی دیگر ممکن است یک فرد به تنهایی مسبب ورود خسارت نباشد و بیشتر از یک فرد دخالت داشته باشند در اینجا لازم است که میزان مشارکت فرد برای تعیین میزان مسئولیت وی معلوم شود زیرا هر کسی به اندازه ای که خطا کرده باید تاوان بدهد.

۱- تسبیب محض

تسبیب محض همین مطلبی است که بحث شد و وقتی واژه ” محض” را می آوریم برای این است که از باقی حالات مثل جمع شدن سبب و مباشر دوری کنیم که در ادامه می آید.

باید گفت بحث تسبیب محض زمانی مطرح می شود که مباشری وجود داشته باشد اما آن مباشر انسان نباشد مثلا طبیعت باشد یا حیوان یا هر موجود دیگر که مسئولیت متوجه آن نباشد.

برای مثال اگر کسی دیگری را زخمی کند و در اثر زخم ک سرایت عفونت و میکروب ها فوت شود این میکروب ها و عفونت باعث مرگ فرد شده اما هر آدم عاقلی ذهنش به سمت انسانی می رود که وی را زخمی کرده است و وی را ضامن و مسئول می داند.

تسبیب محض

۲- اجتماع سبب و مباشر

این بحث زمانی مطرح می شود که مباشر یعنی فاعل اصلی زیان زننده انسان باشد و اگر انسان نباشد همان مورد بالا می شود که تسبیب محض است.

در این حالت اکثر فقها در اجتماع سبب و مباشر، مباشر را ضامن می دانند و مباشر بر سبب مقدم است در مثال فقهی باید گفت اگر کسی چاهی یکند (سبب) و دیگری وی را در آن بیندازد (مباشر) این فرد مباشر است که ضامن می باشد.

در ماده ۳۳۲ قانون مدنی نیز به این امر اشاره شده است.

در قانون مجازات اسلامی و ماده ۵۲۶ اما دید وسیع تری وجود دارد به این معنا که:

اگر سبب و مباشر دخالت کنند عاملی مسئول است که جنایت مستند به وی باشد چه مباشر باشد یا سبب. اما اگر ایجاد جنایت مستند به همگی باشد به صورت تساوی مسئولیت دارند مکر این که میزان تاثیر عمل آن ها متفاوت باشد که بر اساس آن تعیین می شود ولی اگر سبب قوی تر باشد وی ضامن است.

ماده ۵۲۶- هرگاه دو یا چند عامل، برخی به مباشرت و بعضی به تسبیب در وقوع جنایتی، تأثیر داشته باشند، عاملی که جنایت مستند به اوست ضامن است و چنانچه جنایت مستند به تمام عوامل باشد؛ به طور مساوی ضامن می باشند مگر تأثیر رفتار مرتکبان متفاوت باشد که در این صورت هریک به میزان تأثیر رفتارشان مسئول هستند.

در صورتی که مباشر در جنایت بی اختیار، جاهل، صغیر غیر ممیز یا مجنون و مانند آنها باشد فقط سبب، ضامن است.

اجتماع سبب و مباشر

۳- سبب اقوا از مباشر

طبق منطق و عرف و قانون، مباشر قوی تر از سبب می باشد اما گاهی اینگونه نیست و استثنائا سبب، قوی تر می باشد و ضامن شناخته می شود.

باید گفت اگر عرفا تلف مستند به مباشر نباشد و مربوط به سبب تلقی شود سبب اقوا از مباشر بوده و وی ضامن می باشد.

مثل آنچه در ماده ۵۲۶ قانون مجازات آمده است.

برای مثال هم می توان گفت اگر فردی یک بچه را مجاب کند که از فلان جا جنسی یا کلایی را بردارد در اینجا سرقت مستند به فرد مزبور است نه بچه و سبب اقوا از مباشر می باشد..

در اکراه و اجبار هم همینطور است اگر مباشر در یکی از این حالت ها تحت سیطره سبب باشد بازهم مباشر ضامن نیست و سبب اقوا به شمار می رود.

در نتیجه می توان گفت طبق قانون مجازات که قانون موخر است در ارتباط با اجتماع سبب و مباشر همیشه نباید گفت مباشر ضامن است بلکه باید به رفتار ارتکابی دقت کرد.

اجتماع اسباب

در این حالت زیان یا فعل مجرمانه توسط چند سبب اتفاق افتاده است.

در مثالی برای تقریب ذهن باید گفت که چند نفر از بالای تپه با هم سنگی را سرازیر می کنند و موجب ورود زیان می شوند در اینجا چند نفر مذکور همگی سبب هستند و چون باهم فعل را انجام داده اند اجتماع سبب یا اسباب اطلاق می شوند.

در اینجا اگر اسباب به طور هم زمان و عرضی بدون مقدم و موخر بودن یا بدون دور و نزدیک بودن با هم فعل را انجام دهند همگی ضامن هستند.

مثل همان مثال ذکر شده در بند قبل.

پس در اسباب عرضی همگی مشترکا ضامن جبران خسارت هستند.

اما اگر اجتماع اسباب طولی باشد به این معنا که سبب دور و نزدیک یا مقدم و موخر وجود داشته باشد یا به عبارتی سبب اول را بتوان از سبب آخر تشخیص داد یا به لفظ دیگر عوامل ایجاد ضرر تجزیه پذیر باشند سببی که مسئول که رابطه سببیت به وی مستند باشد.

به طور کلی در اینجا چون هر سبب به اندازه ای در ورود ضرر دخالت داشته است باید بر حسب درجه تاثیر عمل هریک آنان را مسئول شناخت.

اجتماع اسباب

تسبیب در قانون مجازات

همچنان که اشاره خواهیم کرد در قانون مجازات هم در موارد به تسبیب اشاره شده است که ماده ۵۲۶ از این موارد می باشد.

در ماده ۵۳۳ نیز به موردی اشاره می کند که در بالا به آن اشاره داشتیم.

هرگاه دو یا چند نفر به نحو شرکت سبب وقوع جنایت یا خسارتی بر دیگری گردند به طوری که آن جنایت یا خسارت به هر دو یا همگی مستند باشد، به طور مساوی ضامن می باشند.

ماده ۵۳۴ حالتی دیگر از تسبیب را ذکر می کند:

ماده ۵۳۴- هرگاه بر اثر ایجاد مانع یا سببی دو یا چند نفر یا وسیله نقلیه با هم برخورد کنند و به علت برخورد آسیب ببینند و یا کشته شوند، مسبب ضامن است.

در ماده ۵۳۵ اما اجتماع اسباب را بررسی می کند که طبق آن:

ماده ۵۳۵- هرگاه دو یا چند نفر با انجام عمل غیرمجاز در وقوع جنایتی به نحو سبب و به صورت طولی دخالت داشته باشند کسی که تأثیر کار او در وقوع جنایت قبل از تأثیر سبب یا اسباب دیگر باشد، ضامن است مانند آنکه یکی از آنان گودالی حفر کند و دیگری سنگی در کنار آن قرار دهد و عابری به سبب برخورد با سنگ به گودال بیفتد که در این صورت، کسی که سنگ را گذاشته، ضامن است مگر آنکه همه قصد ارتکاب جنایت را داشته باشند که در این صورت شرکت در جرم محسوب می شود.

تسبیب در قانون مجازات

نتیجه گیری

تسبیب به معنای ایجاد سبب و سبب سازی است که در نتیجه آن ضرر و زیانی به دیگری وارد می شود. لذا در تسبیب زبان مستقیم و به دست خود شخص و به عبارتی مباشرتا وارد نمی شود بر خلاف اتلاف و فرد زمینه ایجاد آن را فراهم کرده است.

برای مثال اگر فرد ماشینی را که از دیگری عاریه گرفته به دست صغیری بدهد و صغیر باعث ضرر شود در اینجا آن فرد به علت تسبیب ضامن می باشد یا اینکه اگرچه صغیر خود ضرر را وارد کرده است اما سبب قوی تر می باشد.

در بالا به تفاوت اتلاف با تسبیب نیز اشاره کردیم و همچنین در ادامه به نوادی از قانون مجازات اسلامی که از تسبیب سخن می گوید ذکر گردید.

سوالات متداول

به معنای ایجاد سبب و سبب سازی است که باعث ورود زیان می شود و لازم است که در اینجا فرد، تقصیر کرده باشد تا بتوان وی را ضامن شناخت.

اتلاف از بین بردن مستقیم مال دیگری تعریف می شود که به صورت فعل مثبت انجام می شود. در اتلاف داشتن عمد یا نداشتن عمد و تقصیر شرط نیست و فرد در هر حال ضامن می باشد.

این دو با وجود شباهت هایی که دارند تفاوت هایی نیز دارند که در بالا به چند مورد مثل شرط تقصیر اشاره شد.

5/5 - (1 امتیاز)
زمان پاسخ به دیدگاه شما از طرف وکلای سایت وکیل تاپ ۴۸ ساعت می باشد. درصورت نیاز به مشاوره فوری حقوقی میتوانید از این لینک نسبت به پرسش سوال خود اقدام کنید.



سوالات خود را از ما بپرسید

وکلای پایه یک ما اماده پاسخ به سوالات شما هستند

1 + 18 =