مقاله نقش وکیل مدافع در دفاع

وظیفه ای که قانون و اجتماع به عهده وکیل مدافع گذارده است جزء مشکل ترین و ظریفترین وظائف است. وکیل دادگستری باید در انجام این وظیفه، و در ايفاء نقش دفاع از حقوق موکلش بار مشقات زیادی را به دوش بکشد و محرومیت های زیادی را متحمل گردد و با موانع و مشکلات عدیده ای دست به گریبان شود و خود را بدست فراموشی سپرد، حاصل او از این همه خدمت جز محرومیت از مواهب و نعمات درفاصله عمری کوتاه چیز دیگری نخواهد بود.

و با اینهمه مردم از نقش وکیل و وظیفه او، به سبب پیچیدگی و دشواری آن، بی اطلاع اند و لذا نظرات نادرستی از طرف بعضی اظهار میشود و سابقه ذهنی غلطی از وکیل دادگستری در ذهن بعضی رسوخ کرده که ریشه کن کردن آن کار آسانی نیست.

آیکون وکیل

برای ازبین بردن این نظریه نادرست بنظر میرسد که قبل از همه بر وکلاء دادگستری است که به وظیفه خود در مقابل موکلین آشنا باشند و نقش خود را در انجام وظیفه ای که قانون و اجتماع به عهده آنها گذارده خوب بدانند و بدون انجام تمرین های مقدماتی چند ساله به خود اجازه دفاع از حقوق دیگران را ندهند و بخصوص بر هر یک از وکلاء فرض است که نقش خود را در امر دفاع برای موکلین تشریح نمایند و در تماس های روزانه خود با افراد اجتماع سعی کنند وظیفه وکیل را در دفاع از موکلین گوشزد نمایند.

لرد بیرکت وکیل، دانشمند و ورزیده انگلیسی سهم خود را در اداء این دین به اجتماع خود پرداخته است. او در یکی از مقالاتش که در آخر کتابی بنام “شش وکیل بزرگ” به طبع رسیده نقش وکیل دادگستری را در دفاع از حقوق موکلش با قلمی توانا و به نحو جالبی، برای وکلاء و مردم تشریح کرده که ترجمه قسمتی از آن ذیلاً از نظر خوانندگان میگذرد.

در خاتمه این کتاب که تصویری از شش وکیل ورزیده بزرگ و مشهور را بدست میدهد علاقه داشتم کلاسی چند در شأن و منزلت وکلاء مدافع در اجتماع خودمان بیان کرده باشم و نیز در خصوص مسائل و لذتی که نتیجه ذوق و قریحه وکالت است مطالبی گفته باشم.

مقاله نقش وکیل مدافع در دفاع

مشاوره حقوقی فوری

مشاوره تخصصی تلفنی و متنی آنلاین با وکلای سراسر کشور

بهترین فن دفاع

به خوبی متوجه این نکته هستم که وقتی مردم از فن دفاع صحبت میکنند منظورشان دفاع در دادگاه‌هاست و غالباً نقطه اوج دادرسی یعنی همان جلسات دادگاه و مدافعات جزائی را در نظر می آورند. لیکن منظور من از این مقاله آن است که فن دفاع را از دیدگاه بالاترو بازتری مورد بحث قرار دهم. چه به گمانم فن دفاع منحصر به امور قضائی نیست. البته دفاع در دادگاه‌ها حائز اهمیت خاصی است زیرا دادگا ه ها مهمترین موقعیت و محل برای بکار بردن هنردفاع، و نشان دادن مهارت و استعداد وکیل، بشمار می آیند؛ با این همه نباید فراموش کرد که فن دفاع در تمام شئون زندگی روزمره مورد استفاده قرار میگیرد. در پارلمان، در کلیسا و حتی در کوچه و بازار و هرجا که زن و مرد برای شنیدن سخن دیگران اجتماع میکنند و نیز هرجا که سخنران با طرح موضوع و مطلبی سعی دارد سخنانش مرتبت قبول یابند، در واقع هنر دفاع از نظریات خود، وفن اقناع دیگران، را به کار می بندد. دراین خلاصه نیز از مهمترین عوامل دفاع چه در دادگاه وچه درخارج دادگاه، که همیشه مورد استفاده قرار میگیرد، سخن خواهم گفت. این عامل مهم دفاع همان فن جلب و جذب دیگران، ویا فن اقناع نام دارد. و قبل از ورود در این مبحث این نکته نا گفته نماند که من خود نیز میدانم که غالب مردم قانون را امری پیچیده و مبهم واسرارآمیز میپندارند ونیز به خوبی واقفم که مردم علیه وكلاء یک نوع سابقه ذهنی غلط و زعم باطل دارند وبی جهت قبل از بررسی احوال آنان قضاوت باطلی نسبت به وکلاء روا میدارند و با آنکه بدانم بیرون کشیدن این نظریه غلط از مغز مردم امکان پذیر نیست مع هذا بر خود واجب میشمارم که تا سر حد امکان کوشش خود را در این راه به عمل آورم، شاید سوء ظن مردم برطرف گردد.

آیکون چکش

از روزیکه به كانون وکلاء قدم گذارده ام وبه عضویت کانون پذیرفته شده وجامه وکالت در برکرده ام، پیوسته با مفهوم غلطی که از وظیفه واقعی وکیل مدافع و شأن و منزلت او در ذهن مردم نقش بسته روبرو بوده ام؛ هیچیک از اعضاء کانون وکلا را نمیتوان یافت که تاکنون با این سئوال کهنه قدیمی وخودمانی روبرو نشده باشد و از او سئوال نکرده باشند که: چگونه میتوانید و به خود اجازه میدهید ازیک مجرم دفاع کنید؟

این سوال در آتن ودر زمان دموستنس وجود داشته و در دوران سیسرو نیز به کار میرفته. در عصر حاضر نیز در هر فرصتی مرتبا تکرار میشود و با آنکه قاضی کراهستون در دعوای کرکونل، وارسكین، وکیل مدافع زبردست و کار آزموده مشهور، درمحاكمه تومهين؛ و نیز مردان بزرگی مانند دکتر جانسون پاسخ این سوال را داده اند، مع هذا هنوز که هنوز است این گمان باطل عليه وكلاء پا برجاست و تا کنون از صفحه ذهن مردم زدوده نشده است. برای یک مرد معمولی اجتماع فوق العاده عجیب و غریب و نامأنوس مینماید که شخصیتی با چنان استقلال و تمامیت چون وکیل دادگستری با چنان مقام و منزلتی در اجتماع، و با علم و اطلاع از اینکه کسی مرتكب جرمی شده، از او دفاع مینماید وحق الزحمه ای برای این عمل خود دریافت میکند .

مردم میگویند چگونه ممکن است وکیل دادگستری، با وجود دلائل متقنی که با حقیقت تطبیق میکند، در مقام معارضه ومقابله برآید؛ و درصدد باشد آن دلائل را رد کند، وي یا سعی کند که بدترین دلائل را بهترین جلوه دهد. باری اتهامی که علیه وكلاء وجود دارد این است که وکلاء درانجام وظائف خود یکرنگ و یک رو نیستند و در انجام وظائف شغلی خود نمیتوانند راست و درست و ظاهر و باطن یکی باشند. بنظر آنها، وبنا بر استدلال ومنطق آنها، افراد معمولی کاری را قبول میکنند و در صدد انجام آن بر می آیند زیرا که به آن کار معتقدند، ولی وکلاء دادگستری تعهد انجام امر و دفاع از اشخاصی را بعهده میگیرند زیرا برای انجام آن پول واجرت دریافت میکنند، و کاری به صحت وسقم قضیه ندارند، وممكن است به انجام آن نیز مؤمن نباشند.

وکیل

گزینشی عمل کردن وکلا

و اگر در پاسخ این سوال گفته شود که وكلاء درانتخاب دعاوی و قبول مدافعات آزاد نیستند، و بالنتيجه بايد دفاع و وکالت از پرونده ای را قبول کنند، گمان میکنم پاسخ کافی و درست به سوال مردم داده نشده باشد. عملا هر گاه وکیلی به علت قانع کننده ای نخواهد وکالت ويا دفاع از پرونده ای را قبول کند، به آسانی میتواند آن را رد نمايد؛ ليكن همانطوریکه ارسکین با بلاغت خاصی بیان کرده؛ هرگاه وکیلی دفاع متهمی را با این علت رد کند که اتهام وارده را قابل دفاع نمیداند و يا دفاع مؤثر نخواهد افتاد، در این صورت یک چنین وکیلی وظیفه قاضی را انجام داده، ويوکالت لباس قضاوت پوشانده است، و شاید بتوان گفت با اعلام یک نظر اشتباهی سنگی در کفه ترازوی عدالت به ضرر متهم گذارده و شاهین عدالت را، در اثر یک نظر اشتباهی، در جهت مجرمیت متهم سوق داده است و به عبارت دیگر عملی را که قاضی پس از استماع دفاع طرفین انجام میدهد او انجام داده، و اظهار نظر قضائی نموده است، درحالیکه اصل معروف حمایت از متهم، که از اصول سلم وافتخارآمیز قانون انگلستان است در این جا رعايت نگردیده. بموجب این اصل بزرگ و عاقلانه هر گونه تفسیر و هر گمان و تصوری باید به سود متهم به کار رود نه به ضرر او، و این همان اصلی است که قاضی را ملزم ومكلف به دفاع از متهم کرده، و در واقع قاضی، در رعایت این اصل، وظيفه وکیل مدافع متهم را به عهده دارد.

(مترجم: چنانکه دراین استدلال ملاحظه میشود حتی قاضی در بعضی موارد از متهم دفاع میکند ولی وکیل نباید لباس قضاوت و اظهار نظر را در مورد متهم به تن کند و با قضاوت و دادرسی در موضوع پرونده، و یا درباره اتهام، حکم به قابل پیشرفت نبودن آن بدهد و يا بالعکس پیشرفت دعوی را تضمین کند.)

وکیل

حقیقت اینکه وكلاء در دفاع خود هیچگاه نظر قضائی خود را بیان نمیکنند؛ و در واقع چنین حقی را هم ندارند. وکلاء از یک طرفه تابع مقررات سخت و دشواری هستند که وظیفه و رفتار آنها را معلوم و مشخص میسازد و از طرف دیگر از دستورات اخلاقی و سنت های مربوط به شئون صنفی خود پیروی میکنند، که صريحاً و دقيقاً برای انجام وظیفه وکیل دراجرای عدالت وضع و مقرر گردیده، و مورد قبول تمام و کلا میباشد؛ و بدین ترتیب وکیل دادگستری بدون آنکه کوچکترین ناراحتی وجدان داشته باشد و يا بدون آنکه نسبت به اجتماعی که در آن زندگی میکند ناشکری و نادرستي و يا عمل خلافی انجام داده باشد، با انجام وظائف محوله به خود در امر وکالت، باری را که در اجتماع به عهده گرفته به منزل برساند.

و وظیفه وکیل روشن کردن یک طرف قضيه، یعنی مشخص کردن حقوق و دلائل موکل خود و حفظ منافع اوست؛ و با تمام مهارت و قوت و استعداد و اطلاعی که در عهده دارد، باید در انجام این وظیفه، که از طرف قانون و کانون وکلاء و نيز ازطرف موکل به او محول گرديده، کوشش نماید. این کوشش باید به حدی جدی و روشن و ماهرانه انجام شود که قاضی و ژوری بتوانند از دفاع و توضیحات او تمام وضع قضائي موکلش را درك، و از تمام دلائل قضائی و حقوق موکل او آگاه گردند تا برای قاضی و ژوری مقایسه وضع حقوقی شخص موکلش با وضع حقوقی طرف دیگر امکان پذیر گردد و پس از تحقیقات و بررسی ها وسبک و سنگین کردن کلیه جوانب امر (درصورتیکه ذکر شده باشند)، حقیقت قضيه را از دعوای دوطرفه بدست آورند؛ و با اتخاذ تصمیم حکم خود را صادر کنند.

(مترجم: توجه داده شود که اگر تمام جوانب امر توسط هریک از وکلاء طرفين اقامه نگردد، و يا به یکی از طرفین اجازه بیان دلائل و اظهارات و ادعاها داده نشده باشد، مقايسه وضع حقوقی طرفین امکان پذیر نیست؛ و نتيجتا عدالت اعمال و اجرا نشده است.)

مردم تصور میکنند در یک محاکمه جزائی سعی دادستان آن است که به هرقیمت شده، متهم را محکوم نمايد. ولی من با اطمینان و با صلاحیت کامل اعلام میدارم که وظیفه دادستان و یا نمایندگان او رعایت و اجرای عدالت است وبس. هدف آنها نباید محکوم نمودن متهم باشد.


بیشتر بخوانید: نکاتی مهم در خصوص ابطال رای داوری


وظیفه دادستان

وظیفه دادستان

وظیفه دادستان کوشش در اطمینان به صحت دلائل و قابل قبول بودن آنها از نظر قانون است و اینکه این دلائل به قصد انحراف حقیقت ابراز نشده باشد. ضمنا باید اطمینان حاصل کند که تمام دلائلی که به نفع متهم است به دادگاه ارائه شده باشد، بطوریکه هیچ یک از این دلائل مفید بحال متهم از دید دادگاه دور نمانده و بخصوص مراقبت کند که دادگاه به دلائل اقامه شده بنفع متهم همانقدر توجه و عنایت و حضور ذهن داشته باشد که به دلائل اقامه شده علیه او؛ و بالاخره دادستان باید توجه ژوری را به اين نكته جلب نماید، که وظیفه دادستان اثبات ادعا عليه متهم است بطوریکه هیچگونه شک و تردیدی در ارتکاب جرم توسط متهم باقی نمانده وهرگاه کوچکترین ترديد وشبهه ای در انتساب ارتکاب جرم به متهم به میان آيد، ويا آنچنان يقينی که ماوراء تمام شبهات وتردیدهای ممکنه باشد برای ژوری وقاضی حاصل نگردد، چنین متهمی را نمیتوان مجرم قلمداد کرد. (ترجمه. قاعده الحدود تدره با لشبهات در قانون اسلام ناظر به همین اصل است ). اکنون ملاحظه کنیم که وظیفه وکیل مدافعی که بار سنگین دفاع از متهم را به دوش میکشد چیست؟
وکیل مدافع باید،ّ بدون توجه به عقیده شخصی خود از اتهام، وجود خود را مصروف وظیفه دفاع از موکل نماید و در این راه تمام وظائف دیگر را کنار گذارده، آنها را بدست فراموشی بسپارد؛ تا بتواند نگهبان دائمی منافع متهم باشدو تمام اعمال و گفتار و کاری را که ممکن بود برای خود انجام دهد برای موکل دریغ ندارد.

البته غرض از این روش در حقوق انگلستان آن نیست که مجرم بدون مجازات گذارده شود و از چنگ عدالت فرار کند؛ بلکه غرض از این سیستم آن است که تا حد امکان، و با توجه به طبع لغزش پذير آدمی، این اطمینان حاصل گردد که هیچ بیگناهی مجازات نشده است.

( مترجم: در اسلام نیز گفته شده که اگر گناهکاری بی مجازات بماند بهتر است تا بی گناهی مجازات شود)

با توجه به آنچه گذشت به خوبی روشن گردید که چرا وکیل نباید در مدافعاتش نظر و عقیده شخصی خود را از اتهام بیان نماید، و گفتار فرق منطقی بودن این قاعده را به خوبی ثابت میسازد؛ و چون بعضی از محاکمات صحت این طريقه را در عمل نشان میدهند، بد نیست به بعضی از آنها در این خلاصه اشاره نمائيم.

در محاکمه معروف ویلیام پالمر، متهم به ارتكاب قتل، وکیل مدافع او یکی از وکلاء مشهور بنام شی بود که بعداً به مقام قضاوت رسید. این وکیل درسخنان خود خطاب به ژوری گفت «دفاع از متهم را شروع میکنم و با کمال صداقت میگویم که من به بیگناهی متهم ایمان کامل دارم و بدین وسیله نظر خود را نسبت به او اعلام میکنم» سرالکساندر کولك بورن، که سمت دادستانی را به عهده داشت، ( منظور از سمت دادستانی وکالت از حق عمومی است که در انگلستان از طرف پلیس بیک وکیل دادگستری واگذار میشود) موقع خطاب به ژوری گفت « آقایان ژوری شما اظهارات تعجب آور دوست دانشمند مرا شنیدید، و اطمینان بی سابقه او را در اعتقاد به بیگناهی موكلش استماع فرمودید؛ آنچه من میتوانم بگویم آن است که به نظر من، بهتر بود دوست دانشمند من، از چنین اظهار نظری خودداری میکرد؛ معلوم نیست وکیل مدافع محترم متهم نسبت به من چه فکر میکرد هر گاه من نیز، مانند او و به سهم خودم، همان چیزی را اظهار مینمودم که او اعلام کرده؛ بهترین پاسخ به او این است که من از پیروی از یک چنین سرمشق خطرناکی احتراز نمایم.

آیکون وکیل

و به همین جهت وقتی درآن محاکمه لرد کامپلی، قاضی دادگاهی در ارائه طریق به ژوری لب به سخن گشود، چنین اظهار داشت؛ که « توصیه من به شما آن است که نقش وکیل مدافع در دفاع تمام مطالب وکیل مدافع را دقيقا مورد توجه قرار دهید، مگر آن قسمت از اظهار نظر وعقیده شخصی او که در مورد بیگناهی موکلش با یقین کامل بیان گردید.

وظیفه من ایجاب میکند به شما اعلام دارم که عقیده و يقين وکیل مدافع نباید نقشی در تعيين نظر و اتخاذ تصمیم شما داشته باشد. بسیار تأسف آور است که ژوری اعلام بیگناهی متهمی را بکند صرفاً بخاطر آنکه وکیل متهم عقیده بر بیگناهی او داشته است. وظیفه وکیل مدافع آن است که دلائل را به ژوری تحمیل نماید. به عقیده و نظر شخصی خود را از بیگناهی متهم.» البته پالمر، متهم محاکمه ما، به سبب این دفاع غلط محکوم و به دار آویخته شد ….

 باید قبول کرد که در بعضی موارد وکیل مدافع دچار وضع ناراحت کننده ای میشود و آن موقعی است که مدافعات او با قضاوت و اطلاعی که از موضوع اتهام دارد مغایر است. پرونده ای که غالبا در این مورد بدان اشاره میشود موضوع یکی از وکلاء مشهور بنام چارل فیلیپس است، که در سال ۱۸۶۰ دفاع از یک نفر مستخدم سوئیسی، که متهم بقتل اربابش بود، به او واگذار گردید؛ کورو و آزیه مستخدم شخصی لرد ویلیام راسل بود و در یکی از روزها لرد راسل را در روی تختش کشته یافتند که با وضع فجیعی به قتل رسیده وعلت قتل هم سرقت معرفی شده بود، پس از بازجوئیهای زیاد، پلیس مستخدم لرد راسل را به اتهام ارتکاب قتل توقیف نمود.

در حین محاکمه، هنگامیکه فیلیپس، وکیل مدافع، مشغول دفاع بسیار جالب و ارزنده ای بود؛ متهم، با درخواست اجازه به وکیل مدافع خود اقرار کرد، که هم او مرتکب قتل اربابش شده، و از وکیل خود خواست که در بیگناهی او دفاع لازم را بنماید. فیلیپس، وکیل مدافع متهم، به حدی ناراحت شد که بلافاصله نظر مشورتی بارن پارك را که هیچ سمتی در انجام محاكمه نداشت، و اتفاقا کنار رئیس دادگاه نشسته بود، درخواست کرد. وقتی بارن پارك شنید، که متهم اصرار دارد که وکیل مدافع از او دفاع نماید؛ به فیلیپس، وکیل مدافع، توصیه کرد که وظیفه وكالتي او اقتضا دارد که مدافعات خود را ادامه دهد، و تمام استدلالات مناسبی را که از دلائل حاصل میشود، به کار بندد.پس از بیان این محاکمه اجازه میخواهم چند جمله ای نیز از دکتر جانسن نقل کنم.

وکیل شایسته

وکیل شایسته

وقتی بحث از شغل وکالت بود سرویلیام فروب اظهار داشت؛ که یک وکیل برازنده وشايسته نباید دعوائی را قبول کند که بخلاف حق بودن آن اعتقاد دارد. جانسون در پاسخ این مطلب اظهار داشت که « وکیل مدافع ابدا کاری با این امر ندارد که موضوع پرونده حق است یا ناحق مگر وقتی که موکلش از او بخواهدکه در این صورت وکیل مدافع ملزم ومكلف است نظر واقعی خود را درنهایت صداقت به موکل خود اعلام دارد. تشخیص حق یا ناحق بودن دعوی با قاضی است، نه وکیل. در واقع باید دید که منظور از محاکم ودادگاه‌های دادگستری چیست؟ در پاسخ باید گفت که غرض از ايجاد محاکم آن است که دعاوی افراد در آن دادگاه‌ها و به دست قضاتی که برای قضاوت منصوب شده اند مطرح و مورد رسیدگی قرار گرفته و نسبت به آنها حکم صادر شود. وکیل هم حق ندارد به حدود و حوزه فعالیت و وظیفه قاضی ویا ژوری تجاوز نماید و تعیین و تشخيص نتائج استدلال و اقامه دلیل با وکیل مدافع نیست…

اگر قرار بود و کلاء هيچ دعوانی را قبول نکنند مگر وقتی که به صحت و حق بودن آن دعوی اطمینان حاصل نمایند. نتیجه آن میشد که افراد از به ثمر رسانیدن ادعاهای خود محروم بمانند واز طرح دعوی دست بکشند درحالیکه اگر ادعای آنها به محاکم میرفت شاید قابل قبول و مستدل از آب در میآمد.

منبع: مقاله لرد بیرکت
ترجمه: علی خادم

5/5 - (1 امتیاز)
3 نظرات
  1. سامان می گوید

    ممنون استاد عالی بود

  2. ابراهیم می گوید

    عالی بود

زمان پاسخ به دیدگاه شما از طرف وکلای سایت وکیل تاپ ۴۸ ساعت می باشد. درصورت نیاز به مشاوره فوری حقوقی میتوانید از این لینک نسبت به پرسش سوال خود اقدام کنید.



سوالات خود را از ما بپرسید

وکلای پایه یک ما اماده پاسخ به سوالات شما هستند

نه + 16 =