اورژانس اجتماعی چیست و در چه مواردی می توان با آن تماس گرفت
امروزه در همه ی جوامع با توجه به شرایط موجود و به نسبت جو حاکم جامعه، تنش ها و اضطراب ها تبدیل به یک عضو لاینفک در زندگی همه ی انسان ها شده. دولت هر کشور برای کنترل این اضطراب ها و آرامش بخشیدن به فضای جامعه برنامه هایی را تبیین میکند.در کشور ما این برنامه ها با عنوان ” برنامه اورژانس اجتماعی” شناخته می شود.
این نهاد تقریبا در ۲۲سال پیش با حمایت بهزیستی و هدف کلی کنترل کاهش بحرانهای فردی – خانوادگی و اجتماعی شکل گرفت.این برنامه، ترکیبی از مداخله در بحران، فردی، خانوادگی و اجتماعی (مرکز اورژانس های اجتماعی)، خط تلفن اورژانس های اجتماعی (۱۲۳)، تیم سیار اورژانس اجتماعی (خدمات اجتماعی سیار) و پایگاه اورژانس های اجتماعی (پایگاه خدمات اجتماعی) است که در ابتدا با هدف توانمندسازی اجتماع به وجود آمد.برای اطلاعات بیشتر می توانید مشاوره با وکیل داشته باشید.

دسترسی سریع به عناوین:
اورژانس اجتماعی چیست
اهداف و ویژگی های برنامه اورژانس اجتماعی
در این طرح اجتماعی بیش از هرچیز تخصصی بودن، اجتماعی بودن، در دسترس بودن لازمه ی کار است. هدف این مجموعه همانگونه که گفته شد بیش از هر چیز آرامش روانی مردم اهمیت دارد، این نهاد میکوشد تا مداخلات روانی – اجتماعی را قبل از دخیل شدن مقامات انتظامی و قضایی و مشاوره حقوقی از بین ببرد و به “نوعی پیشگیری قبل از وقوع جرم” انجام میدهد.
اهداف آن
اهداف آن در دو بخش اهداف کلی و اهداف اختصاصی خلاصه می شود این اهداف به شرح زیر می باشند:
کلی
کنترل و کاهش بحران های فردی، خانوادگی و اجتماعی را در بر میگیرد.
اختصاصی
اهداف اختصاصی اورژانس اجتماعی به منظور مدیریت و کاهش آسیبهای ناشی از وقوع وقایع ناگوار در جامعه مشخص میشوند. در ادامه به برخی از این اهداف اختصاصی اشاره میکنیم:
- در دسترس قرار دادن خدمات تخصصی و اورژانسی سازمان بهزیستی به آحاد جامعه
- ارتقاء توانمندی های افراد در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی جهت مقابله با مسائل اجتماعی در شرایط بحرانی از طریق ارائه خدمات تخصصی و به موقع
- ایجاد زمینه مشارکت مردم و سازمان های غیر دولتی
- ارتقاء آگاهی و شناخت خانواده و اجتماعی نسبت به نیازهای مراجعان به منظور تسهیل فرایند حل مسئله در شرایط بحرانی
- شناسائی مناطق و کانون های آسیب زا و اقدامات تخصصی در بحران زدایی
- شناسایی آسیب های اجتماعی نو پدید و باز پدید
- مداخله موثر به منظور کاهش جرایم و جلوگیری از تشدید بحران و آسیب های اجتماعی و کاهش صدمات بر اقشار در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی

بخشهای اورژانس اجتماعی
به منظور مدیریت و اداره بهتر وقایع ناگوار در جامعه ایجاد شده است و دارای بخشهای مختلفی است. در ادامه به برخی از این بخشها اشاره میکنیم:
- مرکز مداخله در بحرانهای فردی، خانوادگی و اجتماعی
- پایگاه خدمات اجتماعی
- خط تلفن اورژانس ۱۲۳
- خدمات سیار اورژانس های اجتماعی
- اصول این اورژانس معرفی برنامه اورژانس های اجتماعی به فرد، خانواده و توجه می شود. رویکرد این برنامه می بایست علمی باشد.
- دقت نظر در یافتن به موقع مسئله، پویایی و جوابگویی حائز اهمیت است.
- توجه به قدرتمندسازی اجتماع در هر محل و منطقه.
- بستری برای مشارکت همه جانبه سازمان های مردم نهاد مهیا می شود.
گروه های هدف اورژانس های اجتماعی
افراد زیر واجد شرایط ارائه ی خدمات اورژانس اجتماعی میباشند:
- زوجین متقاضی طلاق و افراد دارای اختلاف خانوادگی حاد
- زنان و دختران در معرض آسیب اجتماعی یا آسیب دیده اجتماعی
- افرادی که قصد خودکشی دارند یا اقدام به خودکشی کرده اند .
- کودکان خیابانی و کار
- همسران آزار دیده
- کودکان آزار دیده
- مبتلایان به اختلال هویت جنسی
- دختران و پسران فراری از منزل
- سایر افراد در کلیه سنین که در شرایط بحرانی ویژه قرار دارند .

اقدامات اجرایی اورژانس های اجتماعی
اقدامات اجرایی شامل پذیرش، خدمات تخصصی، ترخیص و پیگیری پس از ترخیص می باشد.در ادامه به معرفی هر کدام به صورت احتصاصی می پردازیم:
پذیرش
به دو صورت خود معرفی و ارجاعی میباشد که در ادامه به معرفی بیشتر ارجاعی می پردازیم:
- توسط خط اورژانس اجتماعی ۱۲۳
- توسط خدمات سیار آم
- توسط سایر مراکز بهزیستی
- توسط مراجع قضایی
- توسط نیروی انتظامی
- معرفی برنامه اورژانس های اجتماعی
- توسط سایر نهادها (دولتی و غیر دولتی)
خدمات تخصصی
خدماتی مانند خدمات مددکاری، روانشناسی، تربیتی، حقوقی و فرهنگی آموزشی را شامل می شود. ارائه خدمات به دو صورت سرپایی و یا نگهداری ارائه می گردد .
ترخیص
به معنای ترک مرکز اورژانس و بازگشت به شرایط عادی یا انتقال به مراکز دیگر میباشد. در ادامه به نکاتی که در فرآیند ترخیص در اورژانس-اجتماعی باید مدنظر قرار گیرد، اشاره میکنیم:
- با توجه به شرایط مراجعین و خدمات ارائه شده ترخیص مناسب صورت می گیرد.
- بازگشت به خانواده به عنوان مهمترین هدف این مراکز می باشد.
- ارجاع به مراکز زیر مجموعه امور آسیب دیدگان اجتماعی با توجه و شرایط مراجع (مراکز خانه سلامت، بازپروری زنان آسیب دیده اجتماعی و…
- سایر مراکز مرتبط سازمان بهزیستی
- ارجاع به سایر سازمان ها و نهاد های حمایتی ذی ربط
- پیگیری پس از ترخیص
مدت نگهداری در مرکز اورژانس اجتماعی
مدت نگهداری٬ معمولاً بستگی به نوع و شدت اورژانس دارد. در ادامه به توضیحاتی در این خصوص میپردازیم:
اورژانسهای کوتاهمدت
در مواردی که اتفاق کوتاهمدتی مثل یک حادثه رانندگی یا مشکلات بهداشتی بیفتد، معمولاً افراد مصدوم به مدت کوتاهی در مرکز اورژانس نگهداری میشوند. پس از ارائه مراقبتهای اولیه و تشخیص وضعیتشان، آنها ممکن است به خانه یا بیمارستان منتقل شوند.
اورژانسهای بلندمدت
در مواردی که اتفاق های بلندمدتی مثل طوفان، زلزله یا بحرانهای انسانی بزرگ رخ دهد، مدت نگهداری در مراکز اورژانس اجتماعی ممکن است بسیار طولانیتر باشد. افراد ممکن است برای مدتها در این مراکز زندگی کنند تا وضعیت مناسبی برای بازگشت به زندگی عادی فراهم شود.
اورژانسهای موقت
در برخی موارد، ممکن است برای یک مدت معینی مثل چند روز یا هفته در مرکز اورژانس نگهداری شوند. این مدت زمان به ویژگیهای واقعه و نیازهای افراد بستگی دارد.
در هر صورت، مدت نگهداری در این نهاد اورژانسی از تحلیل و ارزیابی وضعیت اورژانس و نیازهای افراد بر میآید. اهمیت این مراکز در ارائه مراقبتها و خدمات اساسی به افراد در زمان اورژانس بسیار بزرگ است.

سخن آخر
نتیجهگیری نشان میدهد که این عرصه بسیار حیاتی و اساسی برای مدیریت و مقابله با وقایع ناگوار در جامعه است. اورژانس اجتماعی با هدف حفظ امنیت و سلامت افراد و کاهش آسیبهای احتمالی ایجاد شده و دارای اهداف اختصاصی و بخشهای متنوعی است که به بهبود مدیریت و پاسخ به بحرانها کمک میکنند.
یکی از آشنایان بچه دزدی را خریداری کرده و دارد در شرایط بدی بزرگ میکند پیرمرد و پیرزن ۷۰ و ۶۰ ساله هستند که تنها مرد حقوق بازنشستگی ۲ میلیونی دارد و نه خانه ای و نه کاری دارند که این بچه را بزرگ کنند،و حتی این بچه ۲ ساله شناسنامه ندارد،و این بچه از الان یاد گرفته سر کیف مهمانان میرود و……چگونه میتوان به وسیله بهزیستی این بچه از چنگال آنها نجات پیدا کند و حداقل در شرایط بهتری بزرگ شود؟ظاهرا پلیس در این موارد دخالت نمیکند و اجازه ورود به محل سکونت شخص را ندارد.با تشکر
سلام به بهزیستی اطلاع بدید به قضیه ورود خواهد کرد . همچنین که امکان شکایت کیفری نیز وجود دارد
سلام من ازدواج مجددکردم همسرم بافرزندانش من وازنظرروحی موردآزارقرارمیدهند دختر ۹ساله دارندکه بامن زندگی میکنه چون پدرش معتادمیخام پیش خودم باشه اما اونم ازنظرروحی درشرایط بدی هست باید چکارکنم ننیتونم هیچ جور ثابت کنم تورابه خدا وکمکم کنید واقعا داریم اذیت میشیم
باسلام من ازدواج مجددکردم همسرم دخت ۱۳وپسر۱۶ ساله داره من ودختر۹ساله من با آنها زندگی میونیم ازنظرروحی موردآزار واذیت قرارگرفتیم باید چکارکنیم توراخداکمک کنید داریم عذاب میکشیم
سلام منظورتون از آزار واذیت چیه؟ مگه این شرایطو نمیدونستید برای ازدواج مجدد؟
سلام من بدسرپرستی دارم چند بارم اقدام به خودکشی کردم ولی متاسفانه نتیجه نداده.
اگه بخوام بهزیستی زندگی کنم و از خانوادم جدا باشم باید چیکار کنم.
لطفا راهنمایی کنید.ممنون
آقا من یک برادر دارم که داره خون پدر و مادرم رو تو شیشه میکنه
اعصاب برای هیچ کدوم ما نذاشته
حتی با چاقو به دست تهدید به کشتن و ریختن خونمون رو هم میکنه…
ناکامی های زندگیشو تقصیر پدرم میدونه
ما به کدوم ارگان باید پناه ببریم؟
کی میتونه ما رو نجات بده از شر این شیطان؟
باید شکایت کنید .ولی قبل اون نیاز به مدرک دارید. اگر تواناییشو دارید ازش فیلم یا عکس تهیه کنید .شهادت نیز کمک کننده است
میگه من ی زمانی میخواستم زبان بخونم شما نذاشتید
همش دروغه….میگه
۱۹ سالش بود اومد دانشگاه هنوز سلام نکرده گفت بیاید برام زن بگیرید
طرف از اون دخترهای ناپاک روزگار بود که شهره شهر بود
بعد از کلی جنجال داستان اون دختر تمام شد رسید به درسش که من نمیخواستم برق بخونم شما منو مجبور کردید
که اینم دروغه
اون موقع اصلا خودش هیچ انتخابی برای دانشگاه رفتن نداشت بابام بهش میگفت چی میخوای انتخاب کنی گفت هرچی بهراد خوند منم همونو میرم
اصلا کسی اجبارش نکرد
بعد ۲ سال وقتی درسشو نمیخوند گفتیم خب بیابرو رشتتو عوض کن حالا که زبان رو دوس داری برو زبان
استقبال کرد
رفت دانشگاه زبان خوند
کلاس های بیرونم میرفت یهو گفت من ۲ ترم مرخصی میگیرم ما هم در حد گفتن نظرمون گفتیم تو رشتت زبان بعد میخوای مرخصی بگیری؟که بری آیلتس بگیری؟مگه میخوای بری خارج از کشور؟چون اصلا برنامش نبود بره جایی….بعدم میخوای بخونی بخون ولی مرخصی از دانشگاهتو نگیر واحداتو کم کن به زبانت هم میرسی
خلاصه حالامیگه شما نذاشتید من راه خودمو برم
به ما چه اصلا؟؟؟؟؟هر سال با ی دختری قرار ازدواج میذاشت که اصلا یکیشون زن شوهر دار بود که بعدا فهمید و ما هم از زبون خودش فهمیدیم…..این آخری هم با اصرار هاش زنگ زدیم به منزل یکیشون که قرار خواستگاری و آشنایی بذاریم …مادرش گفت اگر یک بار دیگه زنگ بزنید یا پسرتون دور و بر دخترمون باشه برادرشو پدرشو فک و فامیلاش چه میکنن و چه نمیکنن…..
اینم بعد دو سال با ی دربه دری ازدواج کرد…..عمم از آلمان پارسال اومد گفت منو میتونید ببرید آلمان…. تمام راه های قانونی رفتنش رو چک کرد گفت فقط یک راه ازدواج هست
با دختر عمم عقد صوری کرد
الان بخاطر کرونا سفارت آلمان جواب نمیده
اینم افتاده به جون ما که من کار میخوام ۳۰ سالمه شما زندگیمو خراب کردید و غیره
چکار کنیم؟این هر لحظه منفجر میشه و ما رو هم اتو در و همسایه بی آبرو میکنه با سر و صداهاش و عربده کشی هاش
الان میگن اورژانس اجتماعی یک راهی هست
واقعا راهی هست؟میتونید ی فکری به حال زندگی ما بکنید؟خسسسسته شدیم بخدا
خانواده ما هم عین مشکل شما رو داره
پیگیری کردید ؟ فیلم و عکس مدرک قطعی برای پلیس حساب میشه ؟ لطفا به منم بگید دنبالش رو گرفتید و نتیجه داده ؟ مام مثل شما دیگه نمیتونیم تحمل کنیم
سلام، من یک پسر۱۰ ساله و یک دختر۸ساله دارم. دوماهه که جدا شدم و پدرشون حضانت بچه هارو به من نداد.بچه هارو برده پیش مادر پیرش گذاشته. اونم بچه هارو روزا میندازه داخل اتاق میگه بیرون نمیاید تا شب که باباتون برگرده.دخترم چندشب پیش به من ویس داده و به قدری بچه ترسیده بود که حرف نمیتونست بزنه فقط بریده بریده گفت مامان توروخدا الان بیا دنبال من.
چندروز پیش،ظهر بهم زنگ زدن هردو با گریه گفتن ما نمیخوایم اینجا بمونیم ولی بابا میگه همینه که هست، مجبورید بامامان بزرگتون کنار بیاید و هق هق گریه شون بند نمیومد.
دو هفته س کلا هیچ تکلیفی انجام ندادن.
میگه من باباشونم اصلا دلم نمیخواد اینا درس بخونن به تو چه.
حق تحصیل دوتا بچه رو چون پدره، گرفته ازشون
باسلام من ی دختر ۳۳سال هستم..ک تو یک خانواده ۴نفری زندگی میکنم..ی مادر بیمار دارم..ک وسواس شدید داره..ی دیوونه روانی..قبلا میخاست جدابشه نشد..مهریه گرفت..وضعش خیلی خراب باید بستری بشه..زندگی نداریم..ارامش نداریم..خسته ام..بارها میخاستم خودکشی کنم..شرایط مالی ندارم ک مستقل زندگی کنم…ازدواج نکردم…..الان هم فقط داره با روان ما بازی میکن..ومیگه من مهریه رو میخام..من شماها رو اواره میکنم…تو رو خدا بگید ما چیکاکنبم…من دیگه تحمل این زندگی رو ندارم…دیگه ارام بخش هم نمیتون منو اروم کن..همیشه شاهد تنش واسترس وتشنج هستم….
سلام من یکسال پیش عاشق پسر آشنا هامون شدم پدر ومادرم مخالف ازدواجم بود بخاطر خواهر بزرگم خیلی کتکم میزدن اذیتم میکردن تا سه بار از خونه فرار کردم رفتم خونه ی خالم بعداز فرارم خانواده ام زضایت دادن به ازدواجم بازهم خیلی آزارم میدادن چند بار تصمیم به خودکشی گرفتم الان سه ماهه عقد کردم باز هم با اذیت های خانوادم اومد خونه مادر شوهرم تا عروسی یکم حالم خوب بود تا که خواهرشوهرم سرچیز الکی باهام دعوا کرد خیلی حرفای بد بهم زد حتی میخواست منو بزنه که مادرش نذاشت الان دوباره فکرای بد به سرم زده حالم خیلی بد دلم از کارای خانوادم از حرفای خواهرشوهرم گرفته خیلی حالم بد احساس پوچی بدبختی میکنم ازهمه چی بدم میاد حتی از شوهرم با اینکه خیلی دوسش دارم همه اینا به کنار که داغوانم میکنن حرفای خواهرشوهرم خیلی بد بود با اینکه من همیشه باهاش خوب بودم خیلی حالم خرابه دوباره میخوام از اینجا بزارم برم که دیگه کسی منو نبینه خسته شدم
سلام دختر سه ساله ای دارم که تاخیر تکاملی داره نه خرف میزنه نه راه میره از وقتی به دنیا اومده همش جیغ میزنه خودم قرص اعصاب میخورم چندبار قصد خودکشی داشتم به بچم ریسپیریدون میدم ولی بازم همش جیغ میزنه نگهداریش واسم خیلی سخت شده چیکار کنم
باعرض سلام وخسته نباشید من و خانمم الان ۱۴ساله داریم باهم زندگی میکنیم ولی یه روز خوش نداریم شروع زندگیمونم با دروغای خانمم شروع شد که خودشو جای یه دختر پولدار جا زده بود بعد از چند وقت قرا شد بریم خاستگاری وقتی رسیدیم خونشون دیدیم اینا تو یه حیاط با دوتا عموهاش که کراکی بودن و مامان بزرگش و پدرش هم که معتاد بودن بعد من که شرایطو دیدم دیدم همش دروغ بوده بیخیالش شدم گفتم دیگه باهاش ازدواج نمیکنم ولی اونو مامانش ول کن نبودن از دستشون فرار میکردم بازم ولم نمیکردن خانمم با خونوادش مشکل داشت دنبال یه نفر میگشته که اونو از دست اونو خلاص کنه که از بدشانسی قرعه بنام من افتاد خانمم گفت تورو خدا تو منو از دست اینا نجات بده من کلفتیتو میکنم هر کاری بگی انجام میدم فقط منو از دست اینا خلاص کن گفت بعد از عقد مهریم هم میبخشم نمیدونم چطوری گول حرفاشو خوردم دلم براش سوخت گفتن شاید قسمت من اینه ناچارن باهاش ازدواج کردم ولی هیچ علاقه ای بهش نداشتم چون از لحاظ ظاهری هم اونی که من میخواستم نبود بعد از یکسال باهم ازدواج کردیم بعد از ازدواج کلا رفتارش عوض شد حالا همون خانواده که به خونشون تشنه بود شده بودن فرشته همه چیو فراموش کرد که به من چقد التماس کرد تا از اون خونه بیارمش بیرون مهریشم که قرار بود ببخشه نبخشیداگر بخوام همشو بگم یکسال باید بنویسم اینام که گفتم مختصر بود تا اینجا بعد از ازدواج بالای صد بار دست به خودکشی زد یبار تیغ میگرفت میرفت تو حموم درو میبست میگفت دارم خودمو میکشم یبار هم ق ص میخورد خلاصه منو چن سال عذابم داد با این کاراش اصلا باهاش یه روز خوش نداشتم الانم ازش بیزارم از روی اجبار دارم زندگی میکنم تا حرف طلاق میاد میگه خودمو میکشم یا میگه فرار میکنم تو رو خدا یکی کمکم کنه بخدا ناراحتی قلبی گرفتم از دستش میبینمش انگار ازراعیلو دیدم کار بجایی رسیده که اگه راهی نداشته باشم یا اونو میکشم یا خودمو چون دیگه طاقت ندارم بخدا
سلام من یه دختر ۱۴ ساله هستم امسال انتخاب رشته دارم و تا همین یکی دو هفته وقت دارم و نیاز به راهنمایی فوری دارم
پدر و مادرم نمیذارن من برم رشته که دوست دارم تو هنرستان بخونم و الا و بلا میگن باید یا تجربی بری یا ریاضی درصورتی که من هدفی تو این دوتا ندارم و علاقه هم ندارم اما تو هنر هم استعداد دارم هم علاقه اما یگن نه امکان نداره بذاریم بری هنر و این حرفا
من خیلی تحت فشار روانی هستم نمیتونم زیر بار این اجبار برم دارم دیوونه میشم همش دارم گریه میکنم و کسی هم توجه نمیکنه و نظرش عوض نمیشه همش دارم به این فکر میکنم خودکشی کنم چون تو این زندگی دیگه هدفی غیر ازین ندارم خیلی حالم بده و افسرده شدم اگه همینطور پیش بره دیگه تحمل نمی کنم تا حالا هم خیلی فشار عصبی زیادی کشیدم و همه رو ریختم تو خودم لطفا کمکم کنید😭
سلام
من خانمی ۴۲ساله هستم که پسری ۲۰ ساله دارم و حدود ۳سال هست که من و پدرش را آزارمیده فحاشی میکنه به وسایل خونه و وسایل شخصی ما آسیب میرسونه دانشجوترم ۳هست ودانشگاه را رها کرده و در تمام کارها چه انتخاب رشته و چه کارهای دیگه همش من و پدرش را مقصر میدونهدرواقع زندگی مارو تبدیل به جهنمکرده و شب و روز آرامش نداریم دائم با ما درگیر میشه دچار وسواس فکری هست و انواع و اقسام دکترها رفته از متخصص مغزو اعصاب و روانپزشک و روانشناس گرفته تا متخصص غدد ولی هیچ بهتر نشده و حاضر نیست داروهای روان پزشک را مصرف کنه لطفا بفرمایید ما با این بچه چه کنیم؟؟
سلام…پدر من سال هاست زندگیو برامون جهنم کرده.
روزی نیست که ارزوی مرگشو نکنیم.
بدون اغراق چند بار خواسته ما رو بکشه. مادرم اگه نبود احتمالا می کشت.
من چطوری میتونم از دستش راحت شم؟
کجا میتونه کمک کنه بهمون؟
سلام همینجوری اگر شکایت کنید راه به جایی نخواهید برد ابتدا پیشنهاد می کنم از اعمال خشونت آمیز ایشان مدرک مانند فیل و ویس وشاهد تهیه نمایید
سلام
چگونه با مشاورین شما صحبت کنم؟
سلام مشکل من خیلی بزرگه وفک میکنم حتما باید حرف بزنم همسرم حدود یکسالو نیمه درگذشته ومن موندم با سه تا دختر اگه لطف کنید بفرمایید جطور تماس بگیرمدوحرفانو بزنم
سلام خسته نباشید من از طرف یه شخص دیگه این مشکل میگم داداش بزرگ معتاد در حدود بیست ساله و کلا توی خونه مواد مصرف میکنه و هرشب خواهرانش تهدید به مرگ میکنه و حتی از خونه میندازتوش بیرون با فرد راه قانونی چیه اینها باید چیکار کنم واقعا اوضاع بدی دارن یه مشاوره بدین ممنون
سلام من یک پدردارم که منو زندونی کرده تو خونه نمیزارت برم بیرون با دوستام و کار کنم ترو خدا کمکم کنید
سلام من دختر ۲۲ساله که از اخلاق پدرم دارم زجر میکشم نمیزاره برم بیرون بگردم باید چه کار کنم
سلام خسته نباشید
ببخشید میخواستم ببینم بیمار دو قطبی که اصلا قبول نمیکنه که بیماره و دارو مصرف نمیکنه و الان توی فاز شیدایی هست و خیلی خطرناک و پرخاشگر شده آیا جایی هست که زنگ بزنیم بیان ببرنش؟ چون من به بیمارستان روانی ها زنگ زدم گفتن خودتون باید بیارین آخه یک بیمار روانی که زده به سرش رو چطوری ما ببریم بیمارستان
ممنون میشم لطفا راهنماییم کنید
اورژانس کارش سخت است؟
سلام
من ازدواج مجددد داشتم با مردی که یک بچه پسر ۸ ساله دارند واقعا شوهرم از هر لحاظ خدا رو شکر عالی به فکر من و پسرش هست ولی بچه اش درس اصلا نمیخونه و سرراین قضیه همیشه با هم مشکل دارند پدر و پسر خیلی دعواش میکنه و گاها کتکشم میزنه فقط بخاطر درس نمیدونم باید چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید
سلام من دختری ۱۷ ساله هستم پدر و مادرم ۱۴ سال پیش جدا شدن از همدیگه و مامانم ۷ سال پیش ازدواج کردن من با مامانم زندگی میکردم ولی شوهرش به من آزار جنسی میرسوند و اینکه جدا شدم با خانواده مادریم زندگی میکنم ولی به من هیچ پولی نمیدن و توی انتخاب های مهم زندگیم دخالت میکنن نمیزارن مستقل بشم و منو تهدید ب کتک میکنن خواهش میکنم به من کمک کنید
تا الان هم ۳ بار خودکشی ناموفق داشتم
سلام پایگاه خوبی درست کردین تبریک میگم
جدیداا خدا به برادرم دوقلو داده ،مادرشون اعتیادداره ،توبیمارستان هم مصرف کرده و پرونده داره ،بابرادرم هم دایما کتک کاری دارن صدای همسایه ها درامده بچه ها درخطرن ازطرفی برادرم هم ثبات یک مرد رو نداره چه پیشنهادی میدین
سلام
پسر ۱۸ ساله ای دارم که از لحاظ روانی دچار مشکل کلا تعادل تصمیم گیری بین دو نیمکره مغزی نداره هر چند روز یکبار میگه که من و پدرش میکشه یا میخوام تغییر هویت بدم
جدا زندگی کنم و دائم میگه میخوام اسمم عوض کنم من پدرش و تهدید به مرگ میکنه متاسفانه دارو هم تاثیر مثبتی روی اون نداشته
کلا باهاش کلی مشکل داریم و واقعا بریدیم ازش
با اینکه تحت نظر دکتر هست و دارو مصرف میکنه مشکلات همچنان باقی است. تمنا میکنم راهنمایی کنید اگر فکر میکنید با بستری شدن در مرکز اوضاع بهتری پیدا میکنه بفرمائید تا کارهای مربوطه رو انجام بدیم
خواهشا راهنمایی کنید.
سلام
پدر من هر روز توی خونه باهامون دعوا میکنه از بچگی همینجوری بوده دیگه دیونه شدیم حوصله شو نداریم، اعصابمون خورد شده، با بدبختی بزرگ شدیم. هیچ کاری واسمون نکرده انتظار داره بزاریمش رو سرمون. وقتی میاد خونه اگر غذای خوب نداشته باشیم شر به پا میکنه! از تمام دنیا طلب کاره. الان توی این اوضاع اقتصادی به زور ماهی ۲ میلیون در میاره واسه یه خانواده پنج نفره!
چیکار باید بکنیم ما؟
سلام من ۱۸ سالمه و دو ساله ازدواج کردم شوهرمم ۱۸ سالشه تا حالا ۴ دفعه منو کتک زده نمیتونم طلاق بگیرم شما راه حلی دارین؟
سلام من ۱۸ سالمه و دو ساله ازدواج کردم شوهرمم ۱۸ سالشه تا حالا ۴ دفعه منو کتک زده نمیتونم طلاق بگیرم شما راه حلی دارین؟لطفا کمکم کنین
سلام من ی دختر ۲۲ ساله هستم که پدرومادرم نمیزارن برم بیرون بگردم کارکنم … الانم خونه زندانیم گوشی هم ازم گرفتن میگید من چیکارکنم دارم دیونه میشم تواتاقم فقط درو دیواره ی گوشی مخفی دارم شماره اونومیزارم بعضی وقتاردشن میکنم
سلام من۱۶ساله ازدواج کردم یه پسرویه دختر دارم شوهرم ازلحاظ روحی اذیتم میکنهتهمت میزنه ازبودن باخانوادم مخصوصاداداشم منعم میکنه حق خرید ندارم همش قهر میکنه میگه کسی خونه نیاد وقتی من نیستم توهم جایی نری تو هفته دوشب منو تنها میزاره میره روستا پیش ننش چون باباش مرده همش سعیش اینه که خونوادمو تو چشم من بد کنه حسود چش نداره ببینه من خوش باشم الان که ایام عیده بامن اصلا حرف نمیزنه خونه ی مادرم نمیاد سر بزنه ولی دوست داره ۲۴ساعت من خونشون باشم خلاصه یه زورگوی به تمام معناس خسته شدم هرشب قرص اعصاب باید بخورم تورو خدا کمکم کنید نمیخام بخاطر دوتا بچم زندگیمو خراب کنم فقط بچه هام مهمندکمکم کنید لطفامنتــــــــــــــــــظرم
با عرض سلام و خسته نباشید
همسایه ای داریم که متاسفانه چندین بار زنشوکتک زده و مورد ازار اذیت قرار میده و این اخری که تهدید به قتل همسر خودشو کرده اگه تماس بگیریم با ۱۲۳ ایا جوابگو هستن؟؟واسه ما مشکلی پیش نمیاد؟؟؟
۱ ـ آقا مصطفی اورژانس اجتماعی موظف به پاسخگویی و مداخله تخصصی،بموقع و منتج به نتیجه می باشد . تماس با خط ۱۲۳ و شماره گیری رقم ۲ شما را به کارشناسان خط ۱۲۳ متصل خواهد نمود . ضمنا بنابر اصل رازداری که از مهمترین ویژگیهای مددکاری است نام وشماره تماس شما (درصورت صحت گزارش) نزد اورژانس اجتماعی محفوظ می ماند . البته همکاری فرد آسیب دیده ویا در معرض آسیب و عدم کتمان وپنهان نمودن آزار نقش مهمی در به سرانجام رسیدن مداخله تیم عمل کننده اورژانس اجتماعی (تیم سیار) خواهد داشت .
فاطمه خانم
روانپزشک درمانگر فرزند شما چه تشخیصی برای بیماری فرزندتان داشته است ؟
کیس شما برخی علائم اختلال دو قطبی را دارد . خدای ناکرده در صورت ابتلا به این اختلال مصرف داروهای تجویزی (عدم قطع دارو) بسیار کارگشاست . مراکز نگهداری بیماران روحی بالای چهارده سال بهزیستی شرایط خاصی را چهت پذیرش بیماران دارد؟ منچمله سابقه دو نوبت بستری شدن بیمار در بخش اعصاب وروان بیمارستانهای ویژه سلامت بیماران روحی وروانی با شرایط حاد. (که البته با مساعدت وهمکاری واحد توانبخشی شهرستان یا منطقه مربوطه تا یک نوبت هم قابل پذیرش می باشد) . پیشنیاز این مهم تشکیل پرونده در واحد توانبخشی ، صدور مجوز پذیرش از جانب کمیسیون مربوطه، تبدیل بیماری از حاد به مزمن ، انجام آزمایشات پزشکی سلامت جسمانی اعم از قلب،پوست ،هپاتیت و ایدز، پوستی و اخیرا کرونا و… می باشد . بعضا اخذ دستور قضایی از دادستان می تواند امور را تسریع نماید(منوط به طی همه مراحل) .
ـ درصورت تماس با اورژانس اجتماعی ، واحد سیار اورژانس اج فقط تا مرحله ارجاع به واحد توانبخشی با شما همکاری خواهد نمود . البته مددکار این تیم می تواند با تهیه گزارش مستند از وضعیت فرزند شما دستور قضایی در اینخصوص را جهت صرفه جویی در هزینه هایتان از دادسرا برای شما اخذ نماید تا جصول نتیجه در کلیه مراحل برای شما آسانتر گردد.
سلام من خواهری داشتم که تقریبأ۱۶سال باهمسرش زندگی کردوصاحب دوفرزندشدوخواهرم بیماری دیابت داشت وشوهرش اصلأبه فکردوا دکترش نبودتااینکه وقتی بچه دومش بدنیااومدنابیناشدوبعدازچندماه شوهرش ازدواج مجددکردوخواهرمودخترشش هفت ماهشوگذاشت خونه مامانم وطلاقش داد ولی پسرش پیش خودش بودوتقریبأشش هفت سال مامانم ازخواهرمودخترش نگهداری کرد.ویکسالی هست که خواهرم بخاطردیابت وازکارافتادن کلیه هاش فوت کردودرست همون روزی که خواهرم فوت کردومابیمارستان بودیم شوهرش اومدودخترش روبردخونه خودش ولی نه خودش نه همسرش اصلأرفتارخوبی بابچه هاش ندارن شوهرش یه دخترهم ازخانوم دومش داره. والان که پسرش بیست سالشه خیلی سرخورده وعقده ای شده وازما میخواد خواهرشوکه هشت سالشه بیاریم پیش خودمون بزرگش کنیم ومیگه نمیخوام خواهرم مثل من بشه توروخداراهنمایی کنین وبگین ماچکارکنیم. درضمن من مادرم خودش سرپرست خانواده ست دوخواهرمجردداریم وپدرم سی ساله فوت کردن وبرادرهم ندارم
سلام من خواهری داشتم که تقریبأ۱۵سال باهمسرش زندگی کردوصاحب دوفرزندپسرودخترشدوبیماری دیابت داشت وشوهرش اصلأ به فکر دوا درمونش نبودتاوقتی که دخترش بدنیااومدونابیناشدوشوهرش بعدچندماه خواهرمودخترشش هفت ماهشو آوردخونه مامانم وطلاقش دادومامانم هفت سال ازاونا نگهداری کردوخواهرمم بعداین هفت سال بخاطردیابت وازکارافتادن کلیه هاش فوت کردوهمون روزیکه مابیمارستان بودیم شوهرش اومدودخترشوبردخونه خودش وبه ماگفت کلأفراموشش کنین وحق دیدنش روندارین .ولی نه خودش نه همسرش رفتاردرستی بابچه هاندارن ویه دخترم ازخانوم دومش داره که یکسال تفاوت سنی داره بادخترخواهرمن وخانومش به دخترخودش خیلی توجه میکنه ونازنوازشش میکنه بغلش میکنه ومیبوستش وبه خواهرزاده من بی محلی میکنه وکتکش میزنه ومیگه روش تربیتی من همینه والان که پسرش بیست سالشه یه آدم سرخورده وعقده ای شده ومدام باپدرش دعواوکتک کاری دارن وازما میخوادکه خواهرشودوباره بیاریم پیش خودمون میگه نمیخوام خواهرمم مثل خودم بشه توروخداراهنمایی کنین وبگین ماچکارکنیم. درضمن مادرمن خودش سرپرست خانواده ست ودوتاخواهرمجرددارم وپدرم ۳۰سال پیش فوت کردن ومتأسفانه برادرم ندارم
سلام اگر پدر و مادری فرزند خودشون رو تا حد مرگ بزنن و حتی بگیرن دست و پاشو ببندند و بشینن روش و بزننش تا جایی که بچه تا دم مرگ بره میشه ازشون شکایت کرد؟و اینکه اگر زنگ بزنیم اورژانس اجتماعی چکار میکنن؟پدر و مادر بچه رو چکار میکنن؟خود بچه رو چکار میکنن؟
سلام بله امکان شکایت هست
سلام به جرم کودک ازاری بله میتوان شکایت کرد
سلام بله میتوان از طریق دادستانی علیه پدر مادر شکایت کرد
سلام ببخشیدیه برادر۳۸ساله دارم که خانمش طلاق گرفته ودوتافرزنداشو برده برادرمن شیشه…متادون …ماریجوانا…قرص آرامبخش مصرف میکنه یعنی روزی ۱۰۰تومن هزینش مادرمم ۶۴سالش بنده خداناتوان وبرادرم تبروچاقوهم داره واقعا مادرم ودوتابرادرای دیگرم امنیت جانی ندارن بایدچیکارکنیم دقیق ۲۵ساله که معتادالانم که این وضعش مصرف موادکه میگم درحدوحشتناک مصرف داره
سلام اسم من یونس هست شش سال پیش که سرباز بودم عاشق یه دختری شدم که خیلی دوستش داشتم و دارم بعد یه سال ونیم که باهم بودیم پدرم و مادرم فهمیدن ومن ازشون خواستم برن خواستگاری ولی قبول نکردن تا از خدمت فرار کردم اما بعدش قول دادن برن به شرطی که من برگردم سر خدمت رفتم بعد چهار ماه اومدم تا اینا سر حرفشون بمونن اما زدن زیرش منم دوباره برگشتم پادگان و دست به خودکشی زدم وقتی شرایط منو دیدن گفتن باید ازدواج کنی به اجبار نمی دونم چی شد که قبول کردم نمی دونم دعا یاطلسمم کردن که تن دادم به ازدواج ولی دلم دنبال اون بود افسردگی گرفتم موقع ازدواج به زنم گفتم داستان رو گفت بچه دار میشیم فراموش میکنی ولی سه تا بچه آورد و فراموش نکردم الان دیگه زدم به سیم آخر تصمیم جدایی از زن وبچه وخونواده رو دارم پدرم پشت اوناست ولی اینی که دوستش دارم شش سال به پام مونده والان میخوام باهاش ازدواج کنم .ولی نمی دونم سر دوراهی هستم نه میتونم از عشقی که دارم بگذرم ونه از بچه هام ولی پدرومادرم میگن ما دیگه باتو نسبتی نداریم دادگاه میبینمت چطور بچه هامو بگیرم چطور تنهایی برم خواستگاری اگه به خواسته ام نرسم ایندفعه جور دیگه ای خودکشی خواهم کرد
سلام من دختر ۱۸ ساله هستم پدرم اعتیاد داره خیلی اذیتم میکنه و خیلی تحت فشار هستم من امسال کنکور دارم ولی با این وضع نمیتونم درس بخونم چندبار دست به خودکشی زدم
سلام میتوانیدازطرق دادستانی از پدرتان شکایت نماید
سلام خانمی هستم که برادرم به واسطهی جدایی از همسرش ومشکل اعتیاد وبیکاری به منزل ما میاد وتا وقتی بره چند ماه طول میکشه واقعا از این وضعیت خسته شدم همسرم هم انسان مومن و دلسوزی ست اونم خسته شده و به خاطر من چیزی نمیگه همسرم بازنشسته هست وهر دومون بیماری زمینهای داریم ولی دلم نماد که بیرونش کنم جون کارتن خواب میشهاز فکر و خیال یک خواب راحت ندارم تورو خدا کمکم کنین وراهی نشونم بدین
سلام میتوانید نسبت به شرایط موجود با اثبات شرایط عسروحرج وقابل تحمل نبودن زندگی تقاضای طلاق نمایید
خواهرم یک ساله به خاطر اعتیاد همسرش به شیشه طلاق گرفته الان اون دختر وخواهر و یکی دیگر از خواهرمو تهدید کرده که شما سه نفرو میکشم بعد خودمو الان ما چه کار میتونیم بکنیم
سلام:شما می توانید به جرم تهدید به قتل از این فرد شکایت نمایید ولی حتما باید مستندا و شاهدی برای اثبات ادعای خود داشته باشید.
سلام لطفا راهنمایی بفرمایید..مشکلم عجیبه.دوساله شوهرم منو تحت فشارگذاشته که دوست پسر پیداکن وباهاش ارتباط داشته باش و منم بتو ودوست پسرت محبت کنم!!میگه اینجوری خیلی لذت میبرم. ممکنه ازنظرشما خنده دار باشه.واقعا روم نمیشه مشکلمو جایی بیان کنم.۵ساله ازدواج کردیم ویه پسردوساله داریم.تحصیلکرده هستم وشاغل.واقعا شرایط سختی هست واززندگی ناامیدم.توروخداکمکم کنید.
سلام: می توانید درخواست طلاق نمایید و حضانت بچه هم تا ۷سالگی با شما می باشد.
سلام خسته نباشید ۱۶ سالمه و تا حدی که تصورشم نمیکنید از خانوادم متنفرم جوری که دیگه تحملشون برام سخته الان دنبال اینم ببینم جایی هست به من کمک کنه انقدر تو سرم فکر رفتن بزرگه که اگه جایی پیدا نکنم تصمیم دارم از خونه فرار کنم و هرچی به موندن فکر میکنم فقط عذاب میکشم کلا الان تصمیمم رفتن از پیش خانوادمه
سلام: حتما بایک مشاوره تماس داشته باشید.
سلام خواهرم ۶ ماهه از همسرش از شده. همسرشان طریق بچه ها خیلی خواهرم رو اذیت میکرد و تعادل روحیش رو بهم میریخت و چون خواهرم بیماری اختلال شخصیتی داره کارش به بیمارستان میکشید تا جایی که ترجیح داد تا زمان طلاقش بچه هاش رو نبینه . بعد طلاق پدر بچه ها گفت بچه ها دوست ندارن مادرشون رو ببینن و خواهرم یه مدت دوباره زیاد حال خوشی نداشت و پیگیر نشد. شوهر سابقش از ابتدا مشکل روانی داشت و شکاک و بد بود. بعد طلاق چند مرتبه سر راه خواهرم رو گرفت و به بهونه های مختلف تهدید یا آزارش داد ولی خواهرم مدرک نداشت و مجبور شد برای رهایی از این وضع خونش رو عوض کنه الان دو هفته اس با بچه ها به بهونه اینکه میخوان مادرشون رو ببینن میان جلوی خونه مادر و پدرم و چند ساعت داد و بیداد و فحاشی میکنن و تهمت میزنن که خواهرم میخواد بچه ها رو ببینه ولی پدر و مادرم نمیذارن و کلا تو محل برای پدر و مادرم آبرو نذاشتن. اینبار میخواستیم زنگ بزنیم ۱۱۰ که پدر بچه ها سیاست به خرج داد و جلو نیومد و بچه ها رو فرستاد جلو که دل همسایه ها به رحم بیاد و بگن حق با اونه و بچه ۱۲ ساله رو چنان پر کرده بود که تهمت های زشت و ناموسی میزد به خانوادم حالا تو این اوضاع چه کار میشه کرد؟ نه میشه مدرکی علیه پدر بچه ها بدست آورد و نه اینکه میخوایم از بچه ها شکایت کنیم واقعا پدر و مادرم خسته شدن. حتی چند روز پیش خواهر زادم پدر و مادرم رو تو خیابون زد و هل داد
سلام .برای ما یک همسایه جدید اومده که هر روز اعضای خانواده با صدای بلند با هم بحث و جدال دارند . در حد کتک کاری و فریاد بلند . حتی با تذکر همسایه ها هم این مورد حل نشده است . ساکنین این واحد مستاجر هستند. لطفا بفرمایید برای بازگشت آرامش به ساختمان با چه واحدی تماس بگیریم . لطفا ما همسایه ها را راهنمایی فرمایید .
باسلام
اگر از طریق مسالمت آمیز مشکل شما حل نشده از طریق قضایی امکان پیگیری وجود دارد.
سلام
ما یک پسر داریم که همه خانواده را با اخلاق و رفتارش واقعا روانی کرده و تو خونه به همه زور میگه بابای بچه ها هم ماموریت میره اکثر اوقات خونه نیست من و دو دخترم را عذاب میده و شکنجه میکنه و فحشهای رکیک میده چندین بار منو به شدت کنک زده و آثارش هم هنوز هست باباش رو هم میزنه .. نه سر کار میره نه از خونه بیرون میره همه ما را عاصی کرده .واقعا عاجزانه از شما کمک میخوایم
سلام
ما یک پسر داریم که همه خانواده را با اخلاق و رفتارش واقعا روانی کرده و تو خونه به همه زور میگه بابای بچه ها هم ماموریت میره اکثر اوقات خونه نیست من و دو دخترم را عذاب میده و شکنجه میکنه و فحشهای رکیک میده چندین بار منو به شدت کنک زده و آثارش هم هنوز هست باباش رو هم میزنه .. نه سر کار میره نه از خونه بیرون میره همه ما را عاصی کرده .واقعا عاجزانه از شما کمک میخوایم
سلام و احترام
دوست گرامی شما می توانید با اورژانس اجتماعی به شماره (۱۲۳) تماس بگیرید. اورژانس اجتماعی میکوشد تا مداخلات روانی – اجتماعی را قبل از دخیل شدن مقامات انتظامی و قضایی از بین ببرد و به “نوعی پیشگیری قبل از وقوع جرم” انجام میدهد. جهت دریافت اطلاعات حقوقی بیشتر با شماره ۰۲۱۹۱۰۰۲۰۹۰ تماس بگیرید تا وکلای متخصص ما در این زمینه شما را راهنمایی نمایند. موفق و موید باشید.
سلام بنده ۱۷سالمه پسر هستم مادرم از لحاظ روانی خیلی اذیتم میکنه حتی یبارم در حمومو باز کردن حریم شخصی ذره ای ارزش قائل نیستن
ازشون هم خسته شدم هم بدم میاد
یبارم اقدام ب خود کشی کردم
سلام: می توانید از طریق دادستانی محل اقدام نمایید.
همسایه میتواندهمسایه خودرامجبوربه سمردن فرزندمعلول ذهنی به بهزیستی نماید وادعای مزاحمت سروصدانماید ؟درصورت شکایت دادگاه پاسخ چیست ؟!قانون چه میگوید ؟
سلام: می توانید بابت مزاحمت از این همسایه شکایت نمایید.
سلام خواهر من ۵۲ سالشه از ۱۴ سالگی ارتباط نامشروع داشت و بچه دار شد نهایتا ازدواح کردن از همون زمان اذیت کردناشون به شکلهای متفاوت شروع شد هر کاری می کردن کم می اوردن پدر بدبخت من تاوان می داد تا اینکه رفتن یه شهر دیگه و کمی مشکلات کم شد تو اون شهرم انواع خلافارو می کردن اما دیگه نزدیک ما نبودن چهار فرزند داره سه دختر یه پسر ده دوازده ساله شوهرشو و بچه هاشو رها کرد اومد خونه ی مادرم انواع بدبختیها رو تحمل کردیم هم شوهرش معتاده هم پسرش هم دخترش خودش هم شیشه مصرف می کنه الان خونه ی مادرمه هرروز یه ابرو ریزی با همسایه ها درگیر می شه توهم می زنه تمام وسایل خونه ی مادرمو دزدیده رفته فروخته مادر من بینوا ۸۰ سالشه مریض ابرودار گوشه خونه نشسته می گه نمی دونم چه کنم اقا دزدی می کنه حتی وسایل اشپزخونه مثل قابلمه و ..رو فروخته تازگیا سیم خونه رو می کشه می فروشه وسایل برقی رو خراب می کنه که بفروشه خواهرام برادرم بخاطر این خونه ی مادرم نمیان چون بیان کاری می کنه درگیری بشه اونام بخاطر ارامش مادرم نمیان نصف شب توهم می زنه میاد اتاق مادرم می گه این اقا کیه اینجا خوابیده درحالیکه هیشکی نیست از صبح تا شب می شوره زمینو نی سوره وسایلو می شوره و …کلا ارامش کل خانواده رو به هم زده بخاطر مادرم نگرانیم ابرو برامون نذاشته چه کنیم
سلام: از طریق سامانه وکیل تاپ با متخصص خانواده مشاوره نمایید
با سلام،
آیا برای کمک به انتقال فردی مسن (بالای ۸۰ سال) و ناتوان (آرتروز شدید در زانوها و پوکی استخوان) که به تنهایی قادر به حرکت کردن نیست، و نیاز به انتقال از طبقه سوم منزل به پایین دارد، میتوان با شماره ۱۲۳ تماس گرفت؟
سلام
پسر ۲۳ ساله دارم، معتاد به هروئین، یا خونه نیست یا نصف شب میاد، وقتی میاد با عربده کشی و تهدید، خونه رو رو سرش میذاره، دخترم دانشجو دانشگاهه، نمیتونه درس بخونه، تعصابشو خورد کرده، دائم غصه میخوره، مادرش رو به باد فحش و ناسزا میگیره، بارها و بارها به سمت ما هجوم آورده برای دعوا و کتک کاری، چند بار هم مادرش رو نه چندان شدید ولی هل داده یا دستشو فشار داده، بطور کلی خطرناک شده، تا حالا بخاطر آبرو داری، بخاطر سعی در حفظ آرامش خانه، وبخاطر خیلی مسائل دیگر، کوتاه اومدم، ازین میترسم که بهش سخت بگیرم به خواهر یا مادرش آسیب بزنه، هیچ کنترلی روی خودش نداره، چندبار برای ترک دادنش وقت گذاشتم، ولی نتیجه نداشت، اصلا نمیخواد ازین شرایط خارج بشه، به عناوین مختلف فقط پول میگیره و به کار خودش میرسه، بارها در حین استفاده دیدمش، ولی سعی کردم خودمو کنترل کنم و باهاش برخورد ملایم داشته باشم تا شاید بتونم راضیش کنم که بیاد لریم کمپ و ترک کنه.
به هرحال الآن غیر قابل کنترل و در واقع دچار یک ناهنجاری ترسناک که تقریبا مطمئنم اگه همینطوری پیش بره، به جاهای بسیار بسیار باریک میکشه، شده.
لطفا بفرمایید که اورژانسد۱۲۳ میتونه کمکی به من بکنه؟؟؟
سلام وقت خوش من ۵ ساله ازدواج کردم کلا هم اختلاف داشتیم شوهرم چند بار منو کتک زد ۳ بار قصد جونمو داشت خیلی تحت فشار روحیم نمیدونم چکار کنم همش دعوا فحش تهمت بهم زدن شوهرمم اخلاقش تنده قرص ترامادول و متادون مصرف میکنه و تازگیام ازش مواد گرفتم سرش کلی دعوا شد بهم چند بار خیانت کرده الانم از خونه بیرونم کردن خانوادش خیلی پشتشن منم مهرمو گذاشتم اجرا الان چکار کنم خیلی فکر گذشته و اینده اعصابمو بهم میریزه احساس ادم معتادی و دارم که تو پاییز گم شده هیچ جا و اینده ای نداره خواهشا کمکم کنید واقعا روحیم از دست رفته همش کارم گریه شده
سلام: برای اینکار شما باید با اثبات شرایط درخواست طلاق دهید برای اینکار با وکلای انلاین متخصص خانواده مشاوره نمایید.
سلام ..۲۱ سال ازدواج کردیم دو پسر ۱۸ و ۱۵ ساله داریم ..خانمی یکسره با همسرم ابراز علاقه میکنه..پیامهای عاشقانه میده..این شخص کسی هست که من و همسرم بهش کمک میکردیم..ووالبته در ین ۱۶ تا ۲۰ سالگی هم عاشق همسرم بود .الان همسرم ۵۰ سالشه و این خانم هم ۵۰ ۵۱ سالشه …همسرم چند بار اینو به جاهایی مثل پزشک و بازار که طرف کار داشت برد و من نمیدونستم …با تعییر اخلاق و حرفهای عجیب همسرم که مواجه شدم شک کردم و بهش هشدار دادم ..و همسرم دقت که کرد دید حدس من درسته ..احساس خطر کرد و به من گفت که این خانم به پن شدیدا ابراز علاقه میکنه .من خودم با اون زن صحبت کردم ولی خیلی راحت گفت تو باید از این زندگی بری …همسرم یکسره در بحث و جدل با اون زن هست ..شمارهها رو مسدود کردیم ولی به جون خواهرشوهر و مادر طوهر و برادر شوهرم اون زن افتاد و یکسره پیغام که همسرم و دوست داره ..پیامهای خیلی وقیحانه بهش میده ..همسرم کلافه شد برای اینکه این مزاحم خانوادش نشه از مسدودی درش آورد و پیامهای بدون اینکه بخونه حدف میکنه .این خانم تنهاست ..مطلقه است پور و مادر و خواهر و برادر هم نداره …ما باید چیکار کنیم ؟از کی کمک بگیریم این خانم اختلال شدید شخصیتی داره ..من کا رمتدم .همسرم هم باز نشسته است .کمک لطفا
سلام: می توانید از این فرد بابت ایجاد مزاحمت ها ی وارده شکایت کرده و از دادگاه در خواست رفع مزاحمت نمایید.برای راهنمایی بیشتر از طریق وکلای انلاین وکیل تاپ مشاوره نمایید.
با سلام
در همسایگی ما خانواده ایی زندگی میکند با دو فرزند ، فرزند بزرگتر حدود یکونیم الی دوساله و یک نوزاد حدودا ۶الی۷ ماهه
هر شب بچه ی بزرگتر توسط پدر و مادر مورد اذیت و ناسزا و اذیت و فحش و دادو بیداد قرار میگره و هر شب صدای گریه به گوش میرسه.
حالا سوالی که دارم :
میشه برای این طفل بی گناه کاری انجام داد یا که طبق دین مبین و شرعِ اسلامی پدر حق انجام هر غلطی رو داره ؟؟؟؟
ممنون میشم یک راهکار اصولی و شدنی رو بیان کنید.
سلام: می توانید بابت مزاحمت همسایه با تنظیم یک استشهادنامه از این همسایه بابت مزاحمت شکایت نمایید برای راهنمایی بیشتر از طریق وکلای انلاین سامانه وکیل تاپ مشاوره نمایید.
همسایه ما تقریبا هر روز و مخصوصا نیمه شبها با صدای داد و بیداد و توهین های فراوان در حدی بلند که نصف شبها ما از خواب بیدار کند با کودک خود دعوا میکند و صدای گریه و التماس بچه رو میشنویم.به هر بهانه ای با بچه دعوا میکند و تهدید میکند که غذل نمیدم ،دستتو میشکنم و غیره
من زنگ زدم ۱۲۳ گفتن تا وقتی با چشم ندیدین که آسیب جسمی میرسونه یا آثار ضرب و جرح رو بچه بوده ما نمیایم.
خوب این بچه که اصلا بیرون نیومده ما ببینیم.الانم یک هفته رو من شاهدم شکنجه روحی میشه.
ولی جواب این بود به ما ربط نداره.تا جسمی آسیب نبینه.
ممنونم از این حد خدمات
سلام:می توانید با تماس پلیس ۱۱۰ با تنظیم صورت جلسه بابت مزاحمت از این افراد شکایت نمایید
سلام من از بچگی مورد ازار مامانم و حمله های عصبیش قرار میگیرم روز به روز حالش داره بد تر میشه. نمیدونم چیکار کنم سال هاست هر روز چندبار حمله عصبی بهش وارد میشه پرخاشگری میکنه و کنترل خودش از دستش خارج میشه .میترسم منم روزی شبیه مامانم بشم چون رفتاراش داره رو منم تاثیر میزاره. من ۲۱ سالمه مامانمه دوسش دارم و دلم نمیاد بیشتر ازین خودش اذیت بشه. بار ها به مشاوره رفتم ولی بخاطر مسائل مالی نتونستم ادامه بدم
دوستان اگر در خانواده بیمار دوقطبی دارید زنگ بزنید اورژانس میان بهش آرامبخش تزریق میکنن بعد بیمار رو که خوابش برد با ماشین خودتون یا اگر توانستید با اورژانس به بیمارستان روانی منتقل کنید
در خراسان رضوی تیمارستان ابن سینا برای بیماران روانی هست که مراجعه میکنید و بیمار رو بستری میکنند
و اینکه دوستان اگر کسی در خانواده مشکلی دارد زنگ بزنه به اورژانس اجتماعی ۱۲۳
سلام ممنون میشم حتما جواب بدین تا بتونم در اصرع وقت اقدامی کنم
من دختر و این ماه ۱۸ سالم میشه پدرم درگیر اعتیاد هست و هر روز خدا بخاطر مواد جنگ و دعوا راه میندازه و وسایل خونه رو میشکنه و من نمیتونم درس بخونم و ثانیه ای رو بدون ترس نمیتونم استراحت کنم از لحاظ روحی واقعا اسیب دیده ام یه برادر بزرگتر دارم که من رو میزنه و چند بار گلومو تا وقتی که نفسم کم بیاد گرفته و همیشه من رو تحدید به زدن و گشتن میکنه و پدر و مادرم با اینکه میبینن بهش کاری ندارن بار ها فکر خود کشی به سرم زده اما از پسش بر نیومدم امکان این هست که شکایت کنم تا دیگه حق سر پرستی من رو نداشته باشن و بتونم جدا زندگی کنم
سلام ۲۳ سالمه و میخام جدا بشم از همسرم خونوادم نمیزارن یعنی ب نوعی حامی اون هستن تا من ایشون پسر عموی من هستن اما ۴ ساله از وقتی اومده تو زندگیم همش تو اذیت و آزار خودش و اطرافیانشم همه چیزم دیدم ازش از هم جنس بازی بگیر تا زن بازی اما باز خوندادم قانع نشدن ک طلاق بگیرم روز ب روز دارم نابود میشم تو این سن کم دیگ بریدم خسته شدم بچه هم ندارم تاره یکسال شد ک توواین جهنمم. هی میخام خودم برم دادخواست طلاق بدم اما نمیزاره الکی میگ دوستدارم اما من میدونم ک بخاطر ترس از پدرش ک تن ب اینکار نمیده روزام شده دکتر رفتن ..خواهش میکنم کمکم کنین من چیکار کنم چجوری راحت بشم از این زندگی ؟؟؟
با سلام
شما درخواست طلاق ثبت کنین و طبق مشکلاتی که دارید در جلسه های مشاوره خانواده اگر سازش حاصل نشود پس از گواهی عدم سازش به دادگاه می روید
سلام من دختر هستم و ۱۸ سالمه من از کودکی بیش فعالی داشتم وکمبود عاطفه علاوه براون شب ادراری داشتم و ….یعد از سن تکلیف محدود شدم بشدت و ازادی من گرفته شد پدر من فردی بشدت عصبی هست و قبلا قرصهای اعصاب مصرف میکرد به سن ۱۵ سالگی هر دکتری رفتم درد های منو درد عصبی معرفی میکرد و یه مدت در ۱۸ سالگی فلویکستین و نوریتیلیپتیلین و امیی تیریپتیلین مصرف کردم اما فایده ای نداشت و ۳ روز پیش بخاطر اینکه یک روز رفتم سرکار البته کارم انلاینه اما گاهی به دفتر سر میزنم دعوای شدیدی ددخانه ی ما شد البته دعواها عادی هستند بنده میخوام بدونم چه راهی وجود داره من ازادیمو توی خونه پدر بدست بیارم ارامش داشته باشم
ممنون میشم به من کمک کنید
با سلام
به دادگاه خانواده مراجعه کنید