طلاق چیست و چگونه برای طلاق اقدام کنیم؟

طلاق در لغت به معنای رهایی، ترک کردن و آزاد کردن است. در واقع وقتی مردی همسرش را طلاق می‌دهد او را ترک نموده و رها می‌سازد و در اصطلاح، عبارت است از پایان دادن زناشویی به وسیلۀ زن و شوهر و در حقوق عبارت است از انحلال عقد نکاح با رعایت تشریفات ویژه.

دعوای طلاق ممکن است به سه صورت مطرح شود:

  1. طلاق به درخواست مرد (زوج)
  2. طلاق به درخواست زن (زوجه)
  3. توافق زوجین برای طلاق.

طلاق به درخواست مرد چگونه است؟

اگر مردی بخواهد همسر خود را طلاق بدهد باید به دادگاه رجوع و دادگاه با ارجاع اختلاف به داوری اقدام به صلح بین زوجین خواهد کرد همان‌گونه که قانونگذار در ماده ۲۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ بیان نموده، در کلیه موارد درخواست طلاق به جز طلاق توافقی ارجاع به داوری از ضروریات می‌باشد، پس از صدور قرار ارجاع امر به داوری هریک از زوجین مکلفند ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ یک نفر از اقارب خود را که متأهل بوده و حداقل سی سال داشته باشد و آشنا با مسائل شرعی، خانوادگی و اجتماعی باشد به عنوان داور معرفی نمایند و در صورت امتناع از معرفی داور یا عدم توانایی دادگاه، خود یا به درخواست هر یک از طرفین به تعیین داور مبادرت می‌نماید.

در معرفی داور از طرف زوجین در صورتی که محارم زوجه که همسرشان فوت کرده باشد یا از هم جدا شده باشند در صورت وجود سایر شرایط داوری به عنوان داور پذیرفته می‌شود، همان‌گونه که در ماده ۲۸ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ و تبصره ۱ و تبصره ۲ آن با همین مضمون ذکر گردیده است.

بعد از معرفی داور و اظهارنظر ایشان مبنی بر عدم سازش زوجین، گواهی عدم امکان سازش از طرف دادگاه صادر و برای تسلیم به دفتر رسمی ازدواج و طلاق پس از تاریخ ابلاغ رأی قطعی یا قطعی شدن رأی سه ماه اعتبار دارد که به موجب این گواهی صیغۀ طلاق جاری و ثبت می‌گردد و قانون‌گذار در ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ تصریح نموده، دادگاه ضمن رأی خود با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج تکلیف جهیزیه، مهریه و نفقه زوجه، اطفال و حمل را معین و همچنین دادگاه باید با توجه به وابستگی عاطفی و مصلحت طفل، ترتیب، زمان و مکان ملاقات وی با پدر و مادر و سایر بستگان را تعیین کند.

ثبت طلاق موکول به تأدیه حقوق مالی زوجه است. طلاق در صورت رضایت زوجه یا صدور حکم قطعی دایر بر اعسار زوج یا تقسیط محکوم به نیز ثبت می‌شود. در هر حال هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد می‌تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند.

طلاق توافقی چگونه است؟

طلاق به درخواست زن(زوجه) چگونه است؟

زن از سه طریق می‌تواند به طلاق دست یابد:

الف) جلب موافقت شوهر با دادن مقداری مال به او (طلاق خلع): اگر زنی به هر دلیل از شوهرش ناراضی باشد و به عبارتی «کراهت» داشته باشد، با توجه به اینکه اختیار طلاق با مرد است، با دادن مالی به شوهرش که می‌تواند این مال قسمتی یا تمام مهریه‌ اش باشد نظر و موافقت او را برای طلاق جلب کند.

قانون مدنی از این نوع طلاق به عنوان طلاق «خلع» نام می‌برد و برای مرد در این نوع طلاق حق رجوع نیست. این نوع طلاق شایع‌ترین نوع طلاق است. اکثر زنان برای اینکه بتوانند همسران خود را راضی به طلاق کنند تمام یا قسمتی از مهریه خود را می‌بخشند.

ب) مراجعه به دادگاه و درخواست طلاق: در این نوع طلاق زن باید جهات قانونی درخواست خود را که قانون مشخص کرده است در دادگاه ثابت کند.

که این موارد عبارتند از:

  1. عسر و حرج زن: قانون مدنی در ماده ۱۱۳۰ به زن این حق را داده است در صورتی که ادامه زندگی برای وی با مشقت همراه باشد مشمول عسر و حرج قرار گرفته و از دادگاه درخواست طلاق نماید و تبصره این ماده مصادیق عسر و حرج را بر شمرده است که اهم آن عبارتند از:

طلاق

    1. ترک زندگی خانوادگی از سوی زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه؛
    2. اعتیاد مرد به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد؛
    3. محکومیت قطعی زوج به حبس ۵ سال یا بیشتر؛
    4. ضرب و شتم یا هرگونه سوء رفتار مستمر زوج که عرفاً با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد؛
    5. ابتلای زوج به بیماری‌های صعب‌العلاج روانی یا ساری یا هر عارضۀ صعب‌العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل کند.

باید توجه داشت مواردی که قانون از آن‌ها نام برده، حصری نیست و تنها مصادیقی از عسر و حرج است. بار اثبات هریک از این موارد بر دوش زوجه است.

  1. غیبت شوهر بیش از چهار سال: بر اساس ماده ۱۰۲۹ قانون مدنی هرگاه مرد چهار سال تمام غایب مفقودالاثر باشد، زن او می‌تواند تقاضای طلاق کند. در این صورت با رعایت ماده ۱۰۲۳ قانون مدنی حاکم او را طلاق می‌دهد.
    مطابق ماده ۱۰۲۳ قانون مدنی، در این حالت طی ۳ نوبت آگهی هر یک به فاصلۀ یک ماه در جراید محل و یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار منتشر می‌کند، هرگاه یک سال از تاریخ اولین اعلان بگذرد و حیات غایب ثابت نشود حکم موت فرضی در مورد او صادر می‌شود.
  2. توسل به شروط ضمن عقد نکاح و گرفتن وکالت برای طلاق: ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی عنوان می‌کند طرفین عقد ازدواج می‌توانند در ضمن عقد نکاح هر شرطی را که مخالف مقتضای عقد نکاح نباشد بگذراند؛ بنابراین، زوجه می‌تواند در ضمن عقد، شرایطی را بر شوهر بار کند که در صورت تخلف مرد، وی حق وکالت در طلاق داشته باشد که در صورت تخلف زوج از این شروط، زوجه می‌تواند با مراجعه به دادگاه ضمن اثبات تخلف زوج، از حق وکالت خود مبنی بر طلاق استفاده نماید.

ج) امتناع شوهر از دادن نفقه یا عجز از پرداخت (ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی): در صورتی که زن بتواند عدم پرداخت نفقه را در دادگاه ثابت کند دادگاه شوهر را اجبار به طلاق خواهد کرد و اگر شوهر حکم دادگاه را اجرا نکند و زن را طلاق ندهد قاضی یا نمایندۀ او به جای شوهر اقدام به طلاق و امضای سند خواهند کرد.

در حال حاضر در قباله‌های ازدواج مطالبی تحت عنوان شرایط ضمن عقد چاپ شده که اکثر آن‌ها یا از ماده ۸ قانون حمایت از خانواده ۱۳۵۳ گرفته شده یا در ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی مذکور مصادیق عسر و حرج آورده شده است.

چگونه برای طلاق اقدام کنیم

طلاق توافقی چگونه است؟

ساده‌ترین شکل وقوع طلاق زمانی است که زن و شوهر بر مسئله طلاق توافق داشته باشند و دیگر مایل به ادامه زندگی با هم نباشند. در طلاق توافقی زوجین هر دو متقاضی طلاق بوده و در کلیه امور با یکدیگر توافق نموده‌اند که باید با مراجعه شخصی به دادگاه خانواده یا وکلای آنان اعلام توافق خود را در اموری همچون وصول یا بذل مهریه، نفقه ایام عده و حضانت فرزند بعد از طلاق، ملاقات فرزند، شیوه استرداد جهیزیه و سایر حقوق دوران زوجیت را کتباً نوشته و جهت ضبط در پرونده به مرجع قضائی تقدیم نمایند.


بیشتر بخوانید: طلاق در اسلام و احکام آن


مطابق با قوانین طلاق در ایران موضوع به مشاوره ارجاع و مشاوران سعی در ایجاد سازش میان زوجین می‌نمایند و چنانچه موفق به این کار نشوند با اعلام مراتب به دادگاه خانواده، گواهی عدم امکان سازش صادر خواهد شد تا با مراجعه به یکی از دفاتر ثبت طلاق، حکم صادره اجرا و صیغۀ طلاق جاری شود. دادگاه هنگام صدور گواهی عدم امکان سازش باید اطمینان حاصل کند که زوج باردار نیست یا با اقرار خود زوجه یا به وسیلۀ پزشک معتمد معمولاً پزشکی قانونی موارد فوق‌الذکر در مواد ۸ و ۹ و ۱۰ آیین‌نامه اجرایی قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ و مواد ۲۵، ۲۶ و ۲۷ قانون حمایت از خانواده مصوب ۱۳۹۱ تصریح گردیده است.

طلاق

شرایط و تشریفات طلاق

طلاق ایقاعی است تشریفاتی، و تشریفاتی نیاز دارد: برخی شرایط طلاق اساسی و مربوط به ماهیت هستند و برخی صوری.

مشاوره حقوقی فوری

مشاوره تخصصی تلفنی و متنی آنلاین با وکلای سراسر کشور

شرایط طلاق دهنده

طبق قانون مدنی که از فقه گرفته شده است طلاق دهنده شوهر است که می تواند برای صیغه طلاق به زن یا شخص دیگری وکالت دهد و نیز ممکن است حاکم به نمایندگی از شوهر زن را طلاق دهد. شرایط طلاق دهنده عبارتند از: اراده و اهلیت.

طلاق عملی حقوقی است و مانند هر عمل حقوقی دیگر نیاز به اراده دارد. بنابراین طلاق در حالت مستی بیهوشی و از باب شوخی صحیح نیست. قصد طلاق باید منجزاً بیان شود یعنی طلاق  دهنده باید جازم و قاطع باشد. ممکن است مرد به زن وکالت دهد و زن برای اجرای طلاق از جانب شوهر وکالت با حق توکیل داشته باشد.

ضمانت اجرای نداشتن اراده در طلاق نیز بطلان طلاق است. در حقوق ایران، عقد اکراهی غیر نافذ است اصولاً منتها به تبعیت از فقه در طلاق اکراه سبب بطلان می باشد.

شرط بلوغ و عقل طلاق دهنده

طلاق

طلاق دهنده باید بالغ و عاقل باشد و منظور از بلوغ این است که به ۱۵ سال تمام قمری رسیده باشد. از آنجایی که طلاق امری شخصی است ولی یا قیم مجاز به طلاق درمورد مولی علیه نیستند. مجنون دائمی نمی تواند شخصاً زنش را طلاق دهد زیرا فاقد قوه درک است و اعمال حقوقی او باطل است. قانون امور حسبی در باب  طلاق مجنون مقرر می دارد: هرگاه طلاق زوجه مجنون لازم باشد به پیشنهاد دادستان و تصویب دادگاه قیم طلاق می دهد. چون حجر سفیه محدود به امور مالی است و طلاق امری غیرمالی است بنابراین طلاق سفیه بدون اشکال است.

شرایط مطلقه

طلاق باید به اراده مرد واقع شود و بنابراین اهلیت و اراده مرد الزامی است اما درمورد زن شرایط دیگری لازم است: طلاق باید در حال پاکی زن واقع شود و به علاوه باید از پایان عادت زنانگی تا هنگام طلاق بین زن و شوهر نزدیکی رخ نداده باشد. طلاق زن در مدت عادت زنانگی یا درحال نفاس صحیح نیست.

طلاق زن باردار

معمولا در دوران حاملگی عادت زنانگی و نفاس وجود ندارد منتها چون در برخی زنان حتی در دوران بارداری حال قاعدگی دیده می شود قانونگذار به عنوان استثناء پاکی زن را شرط ندانسته است.

طلاق قبل از نزدیکی

هرگاه قبل از نزدیکی بین زوجین مساله طلاق عنوان شود چون هنوز ازدواج پایدار نشده و فرزندی به بار نیامده است قانونگذار طلاق را آسانتر کرده و پاکی زن را شرط ندانسته است.

طلاق از طرف شوهر غایب

اگر شوهر غایب باشد یعنی در زمان طلاق در محل سکونت زن نباشد و نتواند اطلاع حاصل کند که زن درحال ظهر است یا نه می تواند زن خود را طلاق دهد و در این صورت نیز پاکی زن شرط صحت طلاق نیست.

تشریفات طلاق

تشریفات طلاق

علاوه بر شرایط اساسی فوق الذکر پاره ای تشریفات نیز برای طلاق الزامی است. این تشریفات در سه بخش بیان می شود که عبارتند از: گواهی عدم امکان سازش، داوری در طلاق،  تشریفات اجرای صیغه طلاق.

گواهی عدم امکان سازش

در موردی که شوهر به استناد ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی می خواهد زن خود را طلاق دهد باید به دادگاه مراجعه کند و دادگاه بدواً موضوع را به داوری ارجاع می نماید و درصورتی که بین زوجین سازش حاصل نشود اجازه طلاق به زوج خواهد داد. درمواردی که بین زوجین راجع به طلاق توافق شده باشد مراجعه به دادگاه لازم نیست.

طبق قانون حمایت خانواده رسیدگی به دعوای طلاق و صدور گواهی عدم امکان سازش در صلاحیت دادگاه خانواده است.

برای تکمیل پرونده طلاق و صدور گواهی عدم امکان سازش باید گواهی کتبی سلامت روانی زوجین در صورت مشکوک بودن وضع روحی آنان به دادگاه ارائه گردد البته طلاق دهنده باید اهلیت داشته باشد ولی لازم نیست زوج و زوجه حتماً از سلامت روانی برخوردار باشند زیرا ممکن است زوج یا زوجه در حین ازدواج مجنون باشد یا یا بعد از آن دیوانه شود ولی در اثر تاخیر در استفاده از خیار فسخ حق مزبور ساقط شده یا اصلا حق فسخ وجود نداشته باشد و به این سبب شوهر تقاضای گواهی عدم امکان سازش برای طلاق کند و یا زن براساس ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی اجبار شوهر به طلاق را تقاضا نماید. بنابراین سلامت روحی زوجین همیشه لازم نیست.

درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش به وسیله نماینده قانونی محجور

طلاق

در مورد سفیه بدون شک ولی یا قیم چنین اختیاری ندارد زیرا حجر سفیه در امور مالی است. طلاق امر غیرمالی است و خود سفیه باید اقدام کند. در مورد مجنون دایمی چون محجور فاقد قوه تمییز است و خود نمی تواند عمل حقوقی انجام دهد بی شک درخواست صدور گواهی یاد شده و اقدام به ایقاع طلاق با قیم یا ولی خواهد بود. با توجه به اینکه حفظ حقوق مالی و غیرمالی صغیر با ولی یا قیم اوست ولی یا قیم می تواند درخواست گواهی عدم امکان سازش برای طلاق نماید. اگر اجازه طلاق یا گواهی عدم امکان سازش به درخواست ولی یا قیم صغیر صادر شود ولی یا قیم نمی تواند مبادرت به طلاق کند زیرا چنانکه در پیش گفتیم طلاق امری شخصی است و اقدام به آن به تصمیم خود شخص بستگی دارد پس استفاده یا عدم استفاده از اجازه با خود شوهر پس از رسیدن به سن بلوغ است در مورد مجنون ادواری نیز این راه حل را می توان پذیرفت.

سوالی که مطرح می شود این است که آیا خود صغیر می تواند صدور گواهی عدم امکان سازش را درخواست کند؟ اصولاً درخواست صدور اجازه یا حکم طلاق از دادگاه یک عمل حقوقی است که صغیر نمی تواند مستقلاً انجام دهد. فلسفه حجر هم حمایت از محجور است اقتضا می کند که صغیر در این درخواست استقلال نداشته باشد چه ممکن است در اثر عدم رشد کافی به زیان خود اقدام کند.

داوری در طلاق

داوری برای حل اختلافات بین زن و شوهر از دیر باز مورد استفاده بوده و بیشتر برای جلوگیری از طلاق به کار می رفته است. فرق داوری با دادرسی این است که داور اصولاً به وسیله اصحاب دعوا انتخاب می شود و به تعبیر دیگر داوران اصولاً قضات منتخب اصحاب دعوا هستند درحالی که دادرس به وسیله مقامات عمومی منصوب می گردد به علاوه داور دارای سمت قضایی و مکلف به رعایت تشریفات و آیین دادرسی معمولی نیست.

تشریفات اجرای صیغه

طبق ماده۱۱۳۴ ق.م. طلاق باید به صیغه طلاق و درحضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد بنابراین اولاً: طلاق باید به صیغه طلاق واقع شود. منظور از صیغه طلاق به کار بردن الفاظی است که صریح در طلاق باشد.

ثانیاً: طلاق باید در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد. هرگاه هنگام اجرای صیغه طلاق دو شاهد عادل مرد که صیغه طلاق را بشنوند حاضر نباشند طلاق باطل و از درجه اعتبار ساقط است.

عدالت بنابر آنچه فقهای امامیه گفته اند ملکه ای نفسانی است که از ارتکاب گناهان کوچک و انجام دادن اعمال خلاف مروت جلوگیری می کند.

صیغه طلاق اگرچه تکرار شود مفید یک طلاق است و شخص نمی تواند در یک جلسه زنش را دو یا سه طلاقه کند. بنابراین هرگاه مرد به زنش بگوید سه طلاقه ات کردم یک طلاق بیشتر محقق نخواهد شد و برای طلاق دیگر باید پس از بازگشت به زندگی زناشویی مجدداً اقدام کند یعنی از نو برای دریافت اجازه طلاق به دادگاه نماید و با تشریفات مقرر در قانون بار دیگر زنش را طلاق دهد.

اقسام طلاق

اقسام طلاق

در فقه امامیه طلاق را به بدعی و سنی تقسیم می کنند. منظر از طلاق بدعی طلاق نامشروع و حرام است که عبارتست از طلاق در حال حیض یا نفاس، طلاق در طهر مواقعه و طلاق سه گانه که رجوعی بین آنها واقع نشده باشد همه این طلاقها باطل است و فقط در مورد سه طلاقه کردن زن بنابر نظر مشهور یک طلاق صحیحاً واقع می شود.

طلاق سنی طلاق مشروع و مجاز است که به بائن و رجعی و عدی تقسیم شده است. طلاق بائن بنابرقول فقهای امامیه بر شش گونه است: طلاق غیر مدخوله، طلاق یائسه، طلاق صغیره، طلاق خلع، طلاق مبارات مادام که زن به بذل رجوع نکرده است طلاق سوم که بعد از سه وصلت متوالی واقع شده باشد.

طلاق رجعی طلاقی است که در ایام عده شوهر می تواند رجوع کند بجز طلاقهای شش گانه فوق هر طلاقی رجعی محسوب می شود.

طلاق عدی از اقسام طلاق رجعی است و به این جهت بعضی از فقها طلاق سنی را به دو دسته بائن و رجعی بخش کرده اند.

طلاق عدی عبارت است از طلاقی که پس از آن مرد در ایام عده رجوع کند و با زن نزدیکی نماید و سپس در طهر دیگر زن را طلاق گوید.

انواع طلاق  در قانون مدنی

آیکون طلاق

طبق ماده۱۱۴۳ ق.م. طلاق بر دو نوع است: بائن و رجعی. در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست. برخلاف طلاق رجعی که در آن برای شوهر حق بازگشت وجود دارد. در قانون مدنی رجوع یک عمل حقوقی یک جانبه است که به وسیله شوهر انجام می گیرد. رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل می شود که دلالت بر رجوع کند مشروط بر اینکه مقرون به قصد رجوع باشد. اصل در طلاق رجعی بودن آن است و طلاق بائن یک استثناء محسوب می شود.

انواع طلاق بائن

طبق ماده۱۱۴۵ ق.م. طلاق در موارد زیر بائن است: طلاق قبل از نزدیکی، طلاق یائسه، طلاق خلع و مبارات مادام که رجوع به عوض نکرده باشد- سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید.

ماهیت رجوع

رجوع عمل حقوقی یکجانبه و ایقاع است که با لفظ یا عملی که دلالت بر رجوع کند حاصل می شود. مثلاً مرد با لفظ یا نوشته یا عملی مانند بوسیدن یا نزدیکی می تواند قصد خود را بر رجوع و انصراف از طلاق اعلام کند. بنابراین رجوع یک عمل تشریفاتی نیست و بدون هیچگونه تشریفات و شرط صوری محقق می شود.

برخی فقها معتقدند رجوع حق است و شوهر می تواند آن را اسقاط کند یا مورد صلح قرار دهد برخی دیگر آن را حکم و غیرقابل اسقاط دانسته اند. در حقوق ایرن نیز همین نظر پذیرفته شده و رجوع را غیرقابل اسقاط می دانند.

درمورد رجوع باید اضافه کرد که ثبت رجوع شرط صحت آن نیست.

مطلقه رجعیه از نظر حقوقی چه وضعیتی دارد؟

رابطه نکاح با وقوع طلاق منحل می شود ولی در طلاق رجعی تا زمانی که زن در عده است آثار زوجیت و حقوق و تکالیف ناشی از ازدواج ادامه می یابد و قانون امور حسبی صراحتاً مقرر کرده: مطلقه رجعیه درحکم زوجه است.

 

طلاق

ماهیت طلاق به حکم دادگاه

برخی معتقدند طلاق به حکم دادگاه نیز رجعی است منتها به نظر می رسد این نظر قابل خدشه باشد زیرا طلاق به حکم دادگاه به خصوص وقتی زن درخواست طلاق می کند اگر برای مرد حق رجوع باشد در واقع نقض غرض می شود و از یک سو مرد با حکم دادگاه الزام به طلاق شده است و از سوی دیگر برای او حق رجوع قرار داده شده است.

از طرف دیگر نظم عمومی و حرمت احکام طلاق ایجاب می کند حق رجوع برای شوهر نباشد. ثالثاً این که وقتی قانونگذار در طلاق خلع و مبارات که شوهر با اختیار خود آن را واقع ساخته برای او حق رجوع در نظر نگرفته و آن را بائن دانسته است به طریق اولی طلاق قضایی که شوهر به حکم دادگاه ملزم به آن شده باید باین باشد.

طلاق خلع و مبارات

طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از زوج دارد در مقابل مالی که به مرد می دهد رضایت او را برای طلاق جلب کرده و مرد در مقابل این مال، راضی به طلاق زن می شود.

این مال ممکن است مهر باشد و یا کمتر یا بیشتر از مهر باشد. در طلاق خلع مرد را خالع و زن را مختلعه می نامند. مبارات در لغت به معنی بیزار شدن از یکدیگر است و طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد. در این صورت زن می تواند با دادن مالی به شوهر او را حاضر به طلاق کند.

چگونه برای طلاق اقدام کنیم؟

چگونه برای طلاق اقدام کنیم؟

برای درخواست طلاق باید به دادگاه خانواده دادخواست تقدیم کنید. نام هرکدام از طرفین که درخواست کننده طلاق باشد به عنوان خواهان نوشته می شود و طرف مقابل خوانده دعوا خواهد بود. در عنوان خواسته «تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش» نوشته خواهد شد و طبق ماده ۱ قانون خانواده جدید: «به‌منظور رسیدگی به امور و دعاوی خانوادگی، قوه قضائیه موظف است ظرف سه سال از تاریخ تصویب این قانون در کلیه حوزه‌های قضائی شهرستان به تعداد کافی شعبه دادگاه خانواده تشکیل دهد. تشکیل این دادگاه در حوزه‌های قضائی بخش به ‌تناسب امکانات به تشخیص رئیس قوه قضائیه موکول است» و در ادامه مقرر دانسته تا زمانی که دعاوی خانواده تشکیل نشده، دادگاه‌های عمومی حقوقی در آن حوزه با رعایت تشریفات مربوطه و مقررات قانون خانواده بر دعاوی خانوادگی رسیدگی خواهند کرد.

در حوزه قضائی بخش‌هایی که دادگاه خانواده تشکیل نشده است، دادگاه مستقر در آن حوزه با رعایت تشریفات مربوط و مقررات این قانون به کلیه امور و دعاوی خانوادگی رسیدگی می‌کند، مگر دعاوی راجع به اصل نکاح و انحلال آن‌ که در دادگاه خانواده نزدیک‌ترین حوزه قضائی رسیدگی می‌شود.

طبق ماده ۴ قانون حمایت خانواده جدید دعاوی طلاق، فسخ نکاح و بذل مدت در صلاحیت دادگاه خانواده است.

آیکون طلاق

در دعوای طلاق محل اقامت خوانده، دادگاه صالح خواهد بود و هرگاه زوجین دعاوی موضوع صلاحیت دادگاه خانواده را علیه یکدیگر در حوزه‌های قضائی متعدد مطرح کرده باشند، دادگاهی که دادخواست مقدم به آن داده شده است صلاحیت رسیدگی را دارد. چنانچه دو یا چند دادخواست در یک روز تسلیم شده باشد، دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به دعوای زوجه را دارد به کلیه دعاوی رسیدگی می‌کند. هرگاه یکی از زوجین مقیم خارج از کشور باشد، دادگاه محل اقامت طرفی که در ایران اقامت دارد برای رسیدگی صالح است. اگر زوجین مقیم خارج از کشور باشند؛ ولی یکی از آنان در ایران سکونت موقت داشته باشد، دادگاه محل سکونت فرد ساکن در ایران و اگر هر دو در ایران سکونت موقت داشته باشند، دادگاه محل سکونت موقت زوجه برای رسیدگی صالح است.

هرگاه هیچ‌یک از زوجین در ایران سکونت نداشته باشند، دادگاه شهرستان تهران صلاحیت رسیدگی را دارد، مگر آنکه زوجین برای اقامه دعوا در محل دیگر توافق کنند. هرگاه ایرانیان مقیم خارج از کشور امور و دعاوی خانوادگی خود را در محاکم و مراجع صلاحیت‌دار محل اقامت خویش مطرح کنند، احکام این محاکم یا مراجع در ایران اجرا نمی‌شود مگر آنکه دادگاه صلاحیت‌دار ایرانی این احکام را بررسی و حکم تنفیذی صادر کند.

نمونه دادخواست طلاق توافقی

مشخصات طرفین نام نام خانوادگی نام پدر سن شغل محل اقامت- خیابان – کوچه – پلاک- کدپستی
خواهان  

 

خوانده  

 

         
وکیل  

 

         
خواسته یا موضوع تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق توافقی)
دلایل و منضمات فتوکپی عقدنامه ازدواج
ریاست محترم دادگاه عمومی حقوقی
احتراماً به استحضار می‌رساند:

احتراماً، با تقدیم این دادخواست به استحضار عالی می‌رساند: نظر به اینکه اینجانبان (زن و شوهر) از هر جهت برای جدایی به توافق رسیده‌ایم؛ لذا با عنایت به ماده واحده مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام هر زمان که دادگاه محترم مقرر بدارد داوران خود را معرفی نموده و تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق توافقی) را داریم.

 

 

 

محل امضاء – مهر – اثر انگشت
شماره و تاریخ ثبت دادخواست ریاست محترم شعبه ………… دادگاه …………… رسیدگی فرمایید.

نام و نام خانوادگی ارجاع

 

3/5 - (2 امتیاز)
2 نظرات
  1. ناشناس می گوید

    با عرض سلام اگر طلاق از طرف زوجه باشد مهریه و همه چیزش را ببخشید ودر زمان عده اگر بخواهند دوباره رجوع کنن باید زوجه روجع کنه یا زوج چه نوع قوانینی داره ایا همون مهریه قبلی هست یا دوباره مهریه میگذارن

    1. بهزاد زینالی می گوید

      سلام زوج رجوع میکند

زمان پاسخ به دیدگاه شما از طرف وکلای سایت وکیل تاپ ۴۸ ساعت می باشد. درصورت نیاز به مشاوره فوری حقوقی میتوانید از این لینک نسبت به پرسش سوال خود اقدام کنید.



سوالات خود را از ما بپرسید

وکلای پایه یک ما اماده پاسخ به سوالات شما هستند

یک × 2 =