طلاق در اسلام و احکام آن

در دین مبین اسلام نکاح و ازدواج نهاد مهم و پراهمیتی است و به آن با نگاه اخلاقی نگریسته می شود و تمام تلاش شارع و قانونگذار اسلامی در این است که نکاح ادامه یابد و انحلال نکاح و طلاق را خیلی محدود کرده اند و طلاق را زشت ترین حلال نامیده اند.

مشاوره حقوقی فوری

مشاوره تخصصی تلفنی و متنی آنلاین با وکلای سراسر کشور

زیرا گاهی واقعا چاره ای جز طلاق وجود ندارد و ادامه نکاح ممکن نیست به همین دلیل شارع مقدس طلاق را با شرایطی مجاز دانسته است.

معنای طلاق در فقه اسلام چیست؟

معنای طلاق در فقه اسلام چیست؟

شهید ثانی در شرح لمعه در تعریف طلاق می نویسند طلاق عبارتست از: زایل کردن و از بین بردن قید نکاح بدون عوض و به وسیله صیغه طالق(طلاق دهنده). طلاق از نظر لغوی به معنای رها شدن است و وقتی گفته می شود ناقه طالق یعنی شتر رها شده و در مورد زن هم به این اعتبار مطلقه گفته می شود که پس از طلاق، از قید زناشویی رها می شود.

طلاق از اموری است که خداوند جایز دانسته است و آن را حلال نمود ولی چیزی نزد خداوند مغضوب تر و ناخشنودتر از طلاق نیست و این کراهت در جایی است که طلاق موجب و علتی نداشته باشد.

ارکان طلاق در اسلام

طلاق ازنظر فقه اسلامی دارای چهار رکن است:

  • صیغه طلاق
  • مرد طلاق دهنده
  • زن طلاق داده شده
  • گواه گرفتن بر اجرای صیغه طلاق یعنی حضور دو شاهد عادل در مجلس طلاق که صیغه طلاق را بشنوند.

لفظ صریح برای صیغه طلاق در اسلام

در اسلام لفظ صریح برای صیغه طلاق عبارتست از: انت یا هذه یا فلانه و به جای فلانه اسم زن یا لفظی که افاده تعیین کند؛ یعنی بر زن موردنظر اختصاصاً دلالت کند ذکر می شود یا بگوید “زوجتی طالق”. نزد امامیه صیغه طلاق منحصر در همین لفظ طالق است.

در فقه امامیه الفاظی مانند: سراح به معنای رها کردن و فراق به معنای جدایی، برای صیغه طلاق معتبر نیست. گرچه در قران کریم از طلاق با این الفاظ تعبیر شده است آنجا که می فرماید: «او تسریح بالاحسان» و«فارقوهن بالمعروف» دلیل واقع نشدن طلاق با این الفاظ، آن است که این الفاظ اگرچه به صورت مطلق و بدون قرینه در نظر گرفته شوند بر طلاق اطلاق نمی شوند بلکه کنایه از طلاق هستند و هیچ صراحتی در آنها نسبت به طلاق نیست. صرف تعبیر کردن از طلاق با این الفاظ دلالت بر جواز اجرای صیغه طلاق با این الفاظ نمی کند.

طلاق در اسلام

طلاق لال در فقه اسلام

طلاق کسی که لال است با اشاره ای که طلاق را می فهماند صورت می پذیرد. مثلا با انداختن روسری بر سر زن می فهماند که او دیگر شوهر زن نیست زیرا انداختن روسری بر سر زن برای آن است که قرینه باشد بر اینکه زن باید خود را از شوهرش بپوشاند و یا چادری بر سر او می اندازد.

آیا در اسلام صیغه طلاق باید حتما عربی باشد؟

مشهور فقهای اسلامی معتقدند صیغه طلاق با لفظ خاصی که از کلمه «طالق» در آن استفاده گردد واقع می شود. مانند: انت طالق، هو طالق، هذه طالق، فلانه طالق، زوجتی طالق یا آنچه از الفاظ که بر تعیین مطلقه دلالت کند استعمال شود و آن لفظ قبل از کلمه طالق بیاید مطابق این نظریه صیغه طلاق باید به عربی اجرا شود.


بیشتر بخوانید: طلاق در اهل سنت و احکام آن


شیخ طوسی و برخی دیگر معتقدند الزامی براینکه صیغه طلاق به زبان عربی باشد وجود ندارد بلکه با هر زبان دیگری واقع شود صحیح است. مشروط بر آن که از کلمات و عباراتی استفاده شود که هم معنا و مترادف با الفاظ فوق باشد. این گروه هم چنین اعتقاد دارند حتی در صورت تسلط و قدرت بر تلفظ زبان عربی صیغه طلاق نیز جایز است آن را به زبان غیرعربی واقع ساخت.

طلاق از دیدگاه اسلام

طلاق با نوشته و کتابت

در شرح لمعه و تحریرالوسیله امام خمینی می خوانیم که طلاق با نوشتن انجام نمی شود، در صورتی که شخص بتواند به خوبی صیغه طلاق را تلفظ کند. طلاق به کتابت واقع نمی شود و در صورت عجز از تلفظ واقع ساختن، طلاق به اشاره و نوشتن صحیح است.

شیخ طوسی و عده ای از فقها به پیروی از ایشان معتقدند، در صورتی که میان زوج و زوجه فاصله باشد میتوان با کتابت صیغه طلاق را بیان و اجرا نمود اما در غیر این صورت، باید صیغه طلاق با لفظ و تکلم اجرا کرد.

طلاق متعدد با یک لفظ ممکن است؟

واقع ساختن طلاق بیش از یک زن، بایک صیغه و با رعایت جمیع مقررات صحیح است پس اگر مرد بگوید «زوجتان طالق» یا «زوجاتی طوالق» طلاق همه صحیح است.

اگر صیغه طلاق را سه مرتبه تکرار کند و بگوید «هی طالق هی طالق هی طالق» بدون آن که رجوعی بین آنها واقع شود و از تکرار قصد تعدد طلاق را داشته باشد و مانند اعتقاد برخی عوام قصد سه طلاقه را داشته باشد فقط یک طلاق واقع می شود دوتای دیگر لغو است و همینطور است اگر مرد بگوید «هی طالق ثلاثاً» سه طلاق قطعاً حاصل نمی شود.

طلاق معلق در فقه

طلاق نمی تواند معلق بر شرط یا صفتی باشد. منظور فقها از صفت، چیزی است که حصول وقوع آن، عادتاً قطعی است مانند آن که مرد به زنش بگوید: «انت طالق ان اطلعت الشمس» یعنی تو مطلقه هستی اگر خورشید برآید. این طلاق معلق به طلوع خورشید شده است. در حالی که زمان بیان صیغه طلاق شب بوده باشد و طلوع خورشید در صبح روز بعد که حتمی الوقوع است طلاق به آن معلق گردیده است از نظر فقها هر دو نوع طلاق تعلیقی باطل است. زیرا طلاق به صورت منجز برگزار نشده است.

طلاق از دیدگاه اسلام

شرایط طلاق دهنده در فقه اسلام چیست؟

در فقه اسلام طلاق به ولایت ممکن نیست و طلاق توسط ولی زوج صغیر، غیر مقدور اعلام گردیده است چون طلاق توسط ولی صغیر، حسب روایات واصله نادرست دانسته شده است و علاوه بر پدر و جد پدری برای حاکم شرع هم طلاق زوج صغیر مقدور نیست چرا که معتقدند: «الطلاق بید من اخذ بالساق»یعنی طلاق به دست خود شوهر ممکن است و از غیر شوهر ممکن نیست. در عدم پذیرش طلاق توسط ولی، در وسایل الشیعه ادعای اجماع فقها شده است.

یکی دیگر از شرایط صحت طلاق، عاقل بودن طلاق دهنده است.

شرط دیگر طلاق دهنده این است که قصد داشته باشد. مستند این امر روایتی است که در وسایل الشیعه از امام جعفر صادق نقل شده است: «لا طلاق الا من اراد الطلاق» یعنی طلاق واقع نمی شود، مگر آنکه طلاق دهنده قصد و اراده طلاق داشته باشد و همچنین ادعای اجماع نیز در همین خصوص وجود دارد.

شرط دیگر برای طلاق داشتن اختیار است و طلاق از روی اکراه و بر اثر فشار باطل است.

آیا طلاق به وکالت صحیح است؟

برخی از فقهای امامیه و اهل تسنن معتقدند در صورتی که مرد نزد زنش حاضر باشد باید خودش مستقیماً مبادرت به انجام طلاق نماید و طلاق از طریق وکالت را صحیح نمی دانند.

شیخ طوسی و برخی فقهای عامه با استناد به حدیثی از امام جعفر صادق وکالت را جایز نمی دانند. از امام جعفر صادق نقل شده است: «لایجوز الوکاله فی الطلاق» یعنی در طلاق وکالت جایز نیست.

حکم طلاق زن مسترابه چیست؟

مسترابه حالت زنی است که بالغ بوده و به سن یأس نرسیده باشد ولی به اقتضای سن، حیض نمی بیند درحالی که همسالان او حیض می بینند و حامله هم می شوند. طلاق زن مسترابه وقتی صحیح است که از تاریخ آخرین نزدیکی با زن سه ماه گذشته باشد.

در طلاق مسترابه لازم نیست کناره گیری شوهر حتماً برای طلاق باشد و حتی اگر به صورت اتفاقی نیز سه ماه نزدیکی صورت نگیرد، باز به لحاظ گذشت سه ماه طلاق صحیح است.

طلاق از دیدگاه اسلام

انواع طلاق در فقه اسلام

طلاق در کتب فقهی دو نوع است:

  • طلاق بدعی
  • طلاق سنی

طلاق بدعی: منظور از طلاق بدعی طلاقی است که جامع شرایط مقرر در شریعت نبوده و شرایط تعیین شده توسط قانونگذار در آن رعایت نشده است و منسوب به بدعت است این نوع طلاق نزد امامیه باطل، حرام و غیرمشروع است ولی غیر امامیه آن را صحیح می داننند مانند سه طلاق در آن واحد که به آن طلاق ثلاث یعنی سه طلاقه نیز گویند.

این نوع طلاق از دید فقه امامیه باطل است. این قبیل طلاق در دوره جاهلیت رواج داشته است و اسلام آن را فسخ کرده است. طلاق در حال نفاس و حیض و یا در طهر مواقعه نیز بدعی تلقی می شود.

طلاق سنی: طلاقی است که همه شرایط صحت در مذهب امامیه را داشته باشد و منسوب به سنت است و مطابق مقررات با رعایت کامل شرایط شرعی انجام پذیرد. طلاق سنی، طلاقی است که شرعاً جایز باشد و جایز همان معنای عام است یعنی طلاقی که حرام نباشد و آن دو قسم است:

  • باین
  • رجعی

طلاق رجعی

طلاقی است که در زمان عده آن می توان از طلاق رجوع کرد و طلاق باین طلاقی است که شوهر در آن حق رجوع ندارد طبق ماده ۱۱۴۵ ق.م در موارد ذیل طلاق باین است:

  1. طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود.
  2. طلاق یائسه
  3. طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد.
  4. سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینکه وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید.

عده چیست؟

عده مدتی است که بعد از طلاق، فسخ نکاح یا بذل مدت، زن حق ازدواج با شخص دیگری را ندارد.

طلاق خلع و مبارات چیست؟

طبق ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی:

“طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر خود دارد، در مقابل مالی که به شوهر می دهد طلاق می گیرد؛ اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.”

پس خصوصیت بارز طلاق خلع این است که زن از شوهر نفرت احساس می کند و مالی را به او می دهد و درمقابل طلاق می گیرد. در این طلاق چون زن، پولی می دهد که فدیه نام دارد مرد نمی تواند قبل از رجوع به فدیه به طلاق رجوع کند.

طلاق مبارات نیز خیلی شبیه طلاق خلع است و در طلاق مبارات زن و شوهر هردو از هم متنفر و منزجر هستند و چون کراهت از طرف هر دو طرف است نیز میزان فدیه نباید بیشتر از مهر باشد طبق ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی:

” طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زائد بر میزان مهر نباشد.”

طلاق از دیدگاه اسلام

 لعان چیست؟

مرد به زن خود نسبت زنا می دهد، بدون آنکه دلیلی داشته باشد و مرد ۴ مرتبه خداوند را بر این امر شاهد می گیرد و در مقابل زن نیز ۴ بار خداوند را بر دروغ بودن ادعای شوهرش شاهد می گیرد، حکم قذف بر مرد جاری نمی شود. حکم زنا نیز بر زن جاری نمی شود.

احکام لعان چیست؟

  • موجب انحلال رابطه زوجیت می شود.
  • زن و مرد الی الاابد بر یکدیگر حرام می شوند.
  • لعان، قابل توکیل نمی باشد و قائم به شخص است.
  • در صورتی که مرد از لعان رجوع کند، حرمت ابدی همچنان بین آن دو برقرار است.

اقسام لعان

  • مرد به همسر خود نسبت زنا می دهد ولی هیچ یک از فرزندان را ناشی از زنا نمی داند.
  • مرد به همسر خود نسبت زنا بدهد و انتساب برخی از فرزندان به خود را نفی کند.
زمان پاسخ به دیدگاه شما از طرف وکلای سایت وکیل تاپ ۴۸ ساعت می باشد. درصورت نیاز به مشاوره فوری حقوقی میتوانید از این لینک نسبت به پرسش سوال خود اقدام کنید.



سوالات خود را از ما بپرسید

وکلای پایه یک ما اماده پاسخ به سوالات شما هستند