فلسفه حقوق چیست؟

فلسفه حقوق دانشی میان رشته ای است برگرفته از علم فلسفه و علم حقوق، در فلسفه حقوق بحث از اهداف قواعد حقوقی و تفاوت آن ها با یکدیگر و تشخیص قواعد صحیح است و همچنین از تفاوت قواعد حقوقی با اخلاقیات و عقاید دینی و مذهبی در فلسفه حقوق سخن به میان می آید.

  • فلسفه حقوق به رشته ای پرسش های بنیادی مثل اینکه چرا قواعد حقوقی الزام آور است، ارزش و اعتبار این قواعد بر چه چیزی استوار است و هدف قواعد حقوقی چیست؟

پاسخ می دهد.

  • به عبارتی در فلسفه حقوقی سوالاتی مطرح می شود مثل این که قانون چیست؟
  • چرا باید از قواعد حقوقی اطاعت کرد؟

و سوالاتی دیگر از این قبیل.

سوالات اساسی فلسفه حقوق

به طور کلی فلسفه حقوق حول دو سوال می چرخد:

  1. قانون چیست؟
  2. اتوریته قانون از کجاست؟
  • در سوال قانون چیست بحث این است که چه می شود که یک قانون به عنوان قانون معتبر می شود؟
  • چه چیزی قانون را به ابزار کنترل اجتماعی مبدل کرده است؟
  • قانون محصول چه چیزی است؟ (کتاب فلسفه حقوق آندره مارمور).

در پاسخ به این سوال مکاتب مختلف پاسخ های مختلف داده اند:

مکتب پوزیتویسم حقوق معتقد است که حقوق محصول وقایع اجتماعی و تصویب دولت است.

در نظریه حقوق طبیعی معتقدند که حقوق تنها محصول وقایع اجتماعی نیست و قانونی قانون به حساب می آید که اخلاقی باشد.

  • سوال اساسی بعدی که در فلسفه حقوق طرح می شود این است که هنجاریت حقوق از کجا نشات می گیرد یعنی اقتدار حقوق از کجا می آید؟
  • فیلسوفان حقوق معتقدند که اگر قانون تکلیفی را بار می کند و امر بر انجام امر یا عدم انجام امری می دهد باید ببینیم که آیا اخلاق هم این حکم را دارد یا خیر؟
  • در واقع فیلسوف اخلاقی معتقد است که آیا در اجرای یک قانون اخلاق تایید می کند که باید آن قانون اجرا شود یا خیر؟

اما فیلسوف حقوقی معتقد است که در هر حال قانون باید اجرا بشود حتی اگر غیر اخلاقی باشد.

هانس کلسن فیلسوف حقوق اتریشی صاحب نظریه “پاک حقوق” معتقد است که در پاسخ به این سوال که چرا باید از قانون اطاعت کرد یا برای مثال چرا نباید سرقت کرد معتقد است که به این دلیل که قانون عادی آن را ممنوع دانسته است وی معتقد است، فیلسوفان پوزیتویسم و طبیعی حقوق را با موارد دیگر جمع کرده اند و به اصطلاح حقوق را تقلیل داده اند.

با این توضیح که پوزیتویسم ها حقوق را مرتبط به علوم تجربی می دانند و نظریه پردازان طبیعی آن را به اخلاق گره زده اند و در پاسخ به این سوال که چرا نباید سرقت کرد می گویند چون اخلاق آن را بد می داند و تقلیل دادن حقوق به موارد دیگر این کار درستی از نظر هانس کلسن نیست.

فلسفه حقوق

تقسیم بندی فلسفه حقوق

هنگامی که از حقوق به طور گلی سخن می گوییم منظور دیدگاه عام است مانند سوالات بالا در باره چیستی قانون و اعتبار قانون.

و هنگامی که به برخی از موضوعات حقوقی به طور خاص می پردازیم مثل حقوق قراردادهای، حقوق کیفری و… به فلسفه حقوق به معنای خاص اشاره کرده ایم.

تقسیم بندی دیگری در فلسفه حقوق وجود دارد:

  • فلسفه حقوق.
  • فلسفه حقوق مفهومی.
  • فلسفه حقوق هنجاری.

فلسفه حقوق مفهومی صرفا به تبیین و توصیف حقوق می پردازد بدون آنکه درباره آن قضاوت کند.

اما فلسفه حقوق هنجاری به بد و خوب قانون می پردازد و درباره قانون به قضاوت می پردازد و آن را با مفاهیمی مثل اخلاق و عدالت مقایسه می کند.

تقسیم بندی فلسفه حقوق

موضوع فلسفه حقوق

  • سوالی که مطرح می شود این است که موضوع فلسفه حقوق چیست؟

در این باره اختلاف نظر وجود دارد و مکاتبی در این باره به وجود آمده اند:

مکتب تحلیلی

در این مکتب فلسفه تنها به رابطه منطقی بین قواعد موجود می پردازد و به دنبال آرمانی خاص نیست. به عبارتی این مکتب فلسفه حقوق به معنای مرسوم اعتقاد ندارد و آن را محدود به منطق حقوقی می سازد.

مکتب تاریخی

این مکتب حقوق به عنوان رسوب تاریخی عادات و رسوم اجتماعی است. حقوق هر ملت چیزی جز بررسی فرآیند تاریخی آن ملت و جامعه نیست و ابن تاریخ است که سازنده حقوق یک ملت است.

موضوع فلسفه حقوق

پیچیده ترین مسئله فلسفه حقوق

مسئله ای است که در پی پاسخ گویی به این امر است که چرا باید از حقوق اطاعت کرد؟ و مبنای این منبع الزام کننده از کجاست؟

مکاتب مختلف سعی کرده اند به این مسئله پاسخ دهند. آرمان گرایان معتقدند که مبنای اصلی حقوق عدالت است. اما مبنای واقع گرایان این است که هدف حقوق قدرت حکومت یا وجدان عمومی است نه عدالت.

تفاوت قانون با اخلاق

قانون و حقوق از بازویی اجرایی و ضمانت اجرا برخوردار است و به عبارتی اگر قاعده حقوقی عمل نشود جامعه و ضمانت اجرای آن قاعده فرد را تهدید می کند اما اخلاق صرفا در وجدان فرد باعث ایجاد ملامت و سرزنش می شود.

لذا بین ” باید قانونی ” با “باید اخلاقی” تفاوت هایی وجود دارد.

عمل غیر قانونی را دولت با قوه قهریه مجازات می کند و پاسخ آن را دادگاه در حکم خود تعیین می کند اما عمل غیر اخلاقی همچنان که گفته شد برخلاف عمل غیر قانونی محل محاکمه فرد وجدان وی و انتقاد نزدیکان و باقی افراد است و شاید بیشتر جنبه اخروی آن باقی می ماند اما عمل غیر قانونی به علت داشتن ضمانت اجرا به فرد تفهیم می کند و پیش بینی می کند که در صورت تخطی چه اتفاقی خواهد افتاد و چه ضمانت اجرایی در انتظار وی خواهد بود.

تفاوت قانون با اخلاق

نتیجه گیری

فلسفه حقوق به مباحثی اساسی در زمینه حقوق می پردازد.

سوالاتی اساسی در فلسفه حقوق عبارتند از:

  • قانون چیست؟
  • اعتبار قانون از کجا نشات می گیرد؟
  • چرا باید از قانون اطاعت کنیم؟
  • اهداف قواعد حقوقی، تمایز قواعد حقوقی؟

چه دلیلی باعث می شود قابل ابزار کنترل اجتماعی بشود و مباحثی دیگر از این قبیل در فلسفه حقوق پاسخ داده می شود. در این راستا مکاتب مختلفی وجود دارند که هر کدام به پاسخ این سوالات می پردازند.

که تببین هر یک از این موارد خود فرصت جدایی را می طلبد.

سوالات متداول

دانشی است میان رشته ای که به پرسش هایی از در باب حقوق که جنبه اساسی دارند می پردازد. مانند تفاوت اخلاق با قواعد حقوقی، علت الزام آوری قاعده حقوقی و…

قانون چیست؟ و اعتبار و قانونیت قانون از کجا نشات می گیرد. دو پرسش اساسی فلسفه حقوق است که در بالا برای نمونه به یکی از این موارد اشاره کردیم.

حقوقدانان طبیعی حقوق را مبتنی بر اخلاق می دانند و معتقدند قانونی که قانون محسوب می شود که اخلاقی باشد.

زمان پاسخ به دیدگاه شما از طرف وکلای سایت وکیل تاپ ۴۸ ساعت می باشد. درصورت نیاز به مشاوره فوری حقوقی میتوانید از این لینک نسبت به پرسش سوال خود اقدام کنید.



سوالات خود را از ما بپرسید

وکلای پایه یک ما اماده پاسخ به سوالات شما هستند

دو + هفت =